پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٢ - ٢- آيا روح مستقل است؟
در صف مقابل، فلاسفه مادى قرار دارند: آنها مىگويند: ما موجودى مستقل از ماده بنام «روح» يا نام ديگر سراغ نداريم، هرچه هست همين ماده جسمانى و يا آثار فيزيكى و شيميائى آن است.
ما دستگاهى به نام «مغز و اعصاب» داريم كه بخش مهمى از اعمال حياتى ما را انجام مىدهند، و مانند ساير دستگاههاى بدن مادى هستند و تحت قوانين ماده فعاليت مىكنند.
فىالمثل ما غدههايى در زير زبان داريم بنام «غدههاى بزاق» كه هم فعاليت فيزيكى دارند و هم شيميائى، هنگامى كه غذا وارد دهان مىشود، اين چاههاى آرتزين! بطور خودكار و كاملًا اتوماتيك شروع به كار مىكنند، و چنان حسابگرند كه درست به همان اندازه كه آب براى جويدن و نرم كردن غذا لازم است روى آن مىپاشند؟ غذاهاى آبدار، كم آب، خشك، هركدام به اندازه نياز خود، سهميهاى از آب دهان دريافت مىدارند!
مواد اسيدى خصوصاً هنگامى كه زياد غليظ باشند، فعاليت اين غدهها را افزايش مىدهند، تا سهم بيشترى از آب دريافت دارند، و به اندازه كافى رقيق شوند و به ديوارهاى معده زيانى نرسانند!
و هنگامى كه غذا را فرو برديم فعاليت اين چاهها خاموش مىگردد، خلاصه، نظام عجيبى بر اين چشمهها جوشان حكومت مىكند كه اگر يك ساعت تعادل و حساب آنها بهم بخورد، يا دائماً آب از «لب و لوچه» ما سرازير است و يا باندازهاى زبان و گلوى ما خشك مىشود كه لقمه در گلوى ما گير مىكند!
اين كار «فيزيكى» بزاق است، ولى مىدانيم كار مهمتر بزاق كار شيميائى آن است، مواد مختلفى با آن آميخته است كه با غذا تركيب مىشوند و زحمت معده را كم مىكنند.
ماترياليستها مىگويند: سلسله اعصاب و مغز ما شبيه غدههاى بزاقى و مانند آن داراى فعاليتهاى فيزيكى و شيميائى است (كه به طور مجموع «فيزيكو شيميائى» به آن گفته مىشود) و همين فعاليتهاى «فيزيكو شيميائى» است كه ما نام آن را «پديدههاى روحى» و يا «روح» مىگذاريم.
آنها مىگويند: هنگامى كه مشغول فكر كردن هستيم يك سلسله امواج الكتريكى مخصوص از مغز ما برمىخيزد، اين امواج را امروز با دستگاههايى مىگيرند و روى كاغذ ثبت مىكنند، مخصوصاً در بيمارستانهاى روانى با مطالعه روى اين امواج، راههايى براى شناخت و درمان بيماران روانى پيدا مىكنند، اين فعاليت فيزيكى مغر ماست.