پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١ - ٢- آيا روح مستقل است؟
البتّه اين مسأله در لابلاى بحث استقلال روح روشن خواهد شد.
اكنون به اصل سخن باز مىگرديم.
در اين كه انسان با سنگ و چوب بىروح فرق دارد شكى نيست، زيرا ما به خوبى احساس مىكنيم كه با موجودات بىجان و حتّى با گياهان تفاوت داريم، ما مىفهميم، تصور مىكنيم، تصميم مىگيريم، اراده داريم، عشق مىورزيم متنفر مىشويم، و ...
ولى گياهان و سنگها هيچ يك از اين احساسات را ندارند، بنابراين ميان ما و آنها يك تفاوت اصولى وجود دارد، و آن چيزى است كه روح انسانى مىناميم.
نه مادىها و نه هيچ دستهاى ديگر هرگز منكر اصل وجود «روح» و «روان» نيستند و به همين دليل همه آنها روانشناسى (پسيكولوژى) و روانكاوى (پسيكاناليزم) را به عنوان يك علم مثبت مىشناسند، اين دو علم گرچه تقريباً از جهاتى مراحل طفوليت خود را طى مىكنند، ولى به هر حال از علومى هستند كه در دانشگاههاى بزرگ دنيا وسيله استادان و دانش پژوهان تعقيب مىشود، و همانگونه كه خواهيم ديد «روان» و «روح» دو حقيقت جداى از هم نيستند بلكه مراحل مختلف يك واقعيتند.
آنجا كه سخن از ارتباط روح با جسم است تأثير متقابل اين دو در يكديگر بيان مىشود نام «روان» بر آن مىگذاريم و آنجا كه پديدههاى روحى قطع نظر از جسم مورد بحث قرار مىگيرند نام روح را به كار مىبريم.
خلاصه اينكه هيچكس انكار نمىكند كه حقيقتى به نام روح و روان در ما وجود دارد.
اكنون بايد ديد جنگ دامنهدار ميان «ماترياليستها» از يكسو و «فلاسفه متافيزيك و روحيون» از سوى ديگر در كجاست؟
پاسخ اين است كه: دانشمندان الهى و فلاسفه روحيون معتقدند غير از موادى كه جسم انسان را تشكيل مىدهد، حقيقت و گوهر ديگرى در او نهفته است كه از جنس ماده نيست اما بدن آدمى تحت تأثير مستقيم آن قرار دارد.
به عبارت ديگر، روح يك حقيقت ماوراى طبيعى است كه ساختمان و فعاليت آن از ساختمان و فعاليت جهان ماده جداست، درست است كه دائماً با جهان ماده ارتباط دارند. ولى ماده و يا خاصيت ماده نيست!