پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٢ - ٥- برهان رحمت
نمىشود.
آيا رحمت غير از اين است كه نعمت را به كسى كه مستحق و لايق آن است بدهند، و هر موجودى را به كمال مطلوبى كه استعداد دارد برساند؟
هنگامى كه اين دو مقدّمه ثابت شد (خداوند عالم از يكسو كانون رحمت است، و از سوى ديگر هيچ مانعى بر سر راه فيض رحمت او نمىتواند ظاهر شود) در جمله سوم نتيجه مىگيرد پس همه شما را در روز رستاخيز كه ترديدى در آن نيست جمع مىكند، زيرا اگر با مرگ انسان همه چيز پايان يابد، بشر به كمال مطلوب خود نرسيده، و از استعداد حيات جاودان بازمانده و رحمت الهى از او دريغ داشته شده، و يا مانعى بر سر راه آن ظاهر گشته است ولى چون مانعى در كار نيست، و رحمت او حتمى است، رسيدن به حيات جاويدان در سرائى ديگر و وصول به جوار قرب حق براى انسانها نيز قطعى است.
و البته گروهى از مردم اين سرمايه استعداد خود را براى حيات ابدى از دست مىدهند و گرفتار خسران و زيان مىشوند و به همين جهت به معاد، ايمان نمىآورند.
بنابراين «برهان رحمت» كه چكيده اين آيه است، و كاملًا مستدل و منطقى است، چيزى غير از برهان عدالت و برهان حكمت است. (دقت كنيد).
ضمناً پاسخ اين سئوال نيز روشن شد كه قيامت و رستاخيز تنها براى گروهى مايه رحمت است، در حالى كه براى گروه ديگرى مايه عذاب است، اين مطلب چگونه با رحمت خداوند سازگار مىباشد؟
پاسخ همان است كه در ذيل آيه تلويحاً آمده است و آن اينكه خداوند استعداد نيل به رحمت را به همه داده، و سرمايههاى لازم را در اختيار همگان گذارده، حال اگر گروهى خودشان سرمايهها را آتش بزنند، و بر باد دهند، با اينكه هم عقل دارند و هم تحت پوشش تعلميات وحى قرار گرفتهاند مقصر خودشانند، و خودشان كردهاند كه لعنت بر خودشان باد!
همه مواهب حيات چنين است، گروهى از آن بهره مىگيرند و گروهى سوء استفاده مىكنند، و اين امر مانع فيض خدا و رحمت او نخواهد بود.
قابل توجه اينكه جمله لَيَجْمَعَنَّكُمْ ... از يكسو با «لام قسم»، از سوى ديگر با «نون تأكيد ثقيله» و از سوى سوّم با جمله «لارَيْبَ فيهِ»، تأكيد شده، و نشان مىدهد كه با توجه به رحمت پروردگار، قيامت از هر نظر حتمى است.