پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١١ - ٥- برهان رحمت
اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را مخاطب ساخته مىفرمايد: «بگو آنچه در آسمانها و زمين است از آن كيست؟» (قُلْ لِمَنْ ما فى السَّماواتِ وَ الْارْضِ).
سپس بىآنكه در انتظار پاسخى باشد مىافزايد: خودت بگو «از آن خداست» (قُلْ للَّهِ).
يعنى آنچنان مطلب مسلّم است كه نيازى به گفتگو و بحث ندارد.
و در قسمت دوّم مىفرمايد: «خداوند، اعطاى رحمت را بر خود حتم كرده است (كه عموم بندگان را مشمول رحمت واسعه و لطف و عنايت بىپايان خود قرار دهد) (كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ).
و در قسمت سوّم به سراغ مسأله معاد مىرود و مىافزايد: «به طور قطع همه شما را در روز قيامت كه شك و ترديد در آن نيست، جمع خواهد كرد». (لَيَجْمَعَنَّكُمْ الى يَوْمِ الْقِيامَةِ لارَيْبَ فيهِ).
و در چهارمين قسمت، چنين نتيجه مىگيرد: «تنها كسانى كه سرمايه وجود خود را از كف داده و خسران كردهاند ايمان نمىآورند» (الَّذيْنَ خَسِرُوا انْفُسَهُمْ فَهُمْ لايُؤْمِنُونَ).
در اينكه رابطه ميان اين چهار جمله چگونه است؟ جمعى از مفسّران معتقدند كه بخش اوّل آيه ناظر به توحيد، و بخش ديگرى به معاد- يا نبوت و معاد- مىباشد، و اصول اساسى دين در آن منعكس است. [١]
ولى مرحوم علّامه طباطبايى معتقد است تمام آيه ناظر به مسأله معاد است و اين تفسير صحيحتر به نظر مىرسد و توضيح آن با بيانى از ما چنين است:
در قسمت اوّل خداوند مالكيت و حاكميت خود را بر سرتاسر عالم هستى تبيين مىكند و ضمن يك سؤال و جواب، سؤالى كه پاسخش از درون و فطرت و جان برمىخيزد و حتى مشركان نيز به آن معتقد بودند، مطلب را روشن مىسازد (اين درست به آن مىماند كه گاه پدرى فرزندش را مؤاخذه مىكند و مىگويد آيا تمام وسائل تحصيل و ترقى تو را فراهم نكردم، و بعد بىآنكه منتظر پاسخ فرزند بنشيند خودش مىگويد: البتّه چنين كردم).
و به اين ترتيب ثابت مىشود كه چيزى در عالم هستى نمىتواند در برابر اراده و فرمان حق مانعى ايجاد كند.
سپس مىافزايد: خداوند قادر توانا، رحمت را بر خود مقرّر داشته، چگونه ممكن است مقرّر ندارد در حالى كه او منبع فيض است، و هيچ بخلى در آن منبع نيست، و اگر تا ابد افاضه فيض كند چيزى از او كم
[١]. «تفسير فخررازى»، جلد ١٢، صفحه ١٦٤ و «تفسير قرطبى»، جلد ٤ صفحه ٢٣٩٢.