پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩١ - عقيده به معاد در دورانهاى مختلف
مىشود.
در پنجمين آيه سخن از «ابراهيم» و ايمان او به مسأله رستاخيز است، در اين آيه كه گوشهاى از دعاهاى ابراهيم را به هنگامى كه در برابر مخالفت شديد كفّار عصر خود واقع شده بود بيان مىكند، چنين مىخوانيم: به پيشگاه خدا عرضه مىدارد: «مرا در آن روز كه مردم برانگيخته مىشوند شرمنده و رسوا مفرما» (وَ لا تُحْزِنى يَوْمَ يُبْعَثُوْنَ).
«همان روز كه مال و فرزندان مفيد نخواهد بود» (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُؤْنَ).
و در دو آيه قبل از آن عرضه مىدارد: «مرا از وارثان بهشت پرنعمت قرار ده» «وَ اجْعَلْنى مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعيمِ).
دعاهاى فوق به خوبى نشان مىدهد كه ابراهيم با آن مقام عظمت كه از بزرگترين انبياء اولوالعزم است از رسوائى روز قيامت بيم داشته است.
ممكن است است كسانى اين تعبير را براى سرمشق ديگران بدانند، و تعليمى براى غير معصومين، چرا كه براى معصومين رسوائى قيامت غيرممكن است، ولى بعضى در اينجا تعبير لطيفى دارند و آن اينكه همانگونه كه «حَسَناتُ الْابْرارِ سَيِّئاتُ الْمُقَرَّبينَ» است و كارهاى نيك معمولى دون شأن پيامبران معصوم مىباشد، همچنين اگر آنها كه از مقربانند در مقامات پايين بهشت كه مخصوص «ابرار» است جاى گيرند، مايه رسوايى آنها محسوب مىشود، چرا كه از هركس عملى انتظار مىرود، و براى هركس مقامى!
ششمين آيه از عقيده «يهود و نصارى» نسبت به معاد سخن مىگويد، مىفرمايد: آنها گفتند: هيچكس جز يهود يا نصارى هرگز داخل بهشت نخواهد شد (وَ قالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ الَّا مَنْ كانَ هُوْداً اوْ نَصارَى).
آرى آنها آنقدر خود برتر بين بودند كه بهشت را دربست مخصوص خود مىدانستند، و حتّى اعتنايى به مؤمنان ديگر نداشتند.
قرآن در پاسخ آنها سخن مىگويد اين آرزوى آنهاست (تِلْكَ امانِيُّهُمْ).