پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٤ - ٣- دلائل مادىها بر عدم استقلال روح
در جرائد خوانديم كه يك جوان تحصيل كرده بر اثر يك ضربه مغزى در يك جادثه تمام حوادث گذشته زندگى خود را فراموش كرد، حتى مادر و خواهر خود را نمىشناخت! هنگامى كه او را به خانهاى كه در آن متولد و بزرگ شده بود بردند كاملًا براى او ناآشنا بود!!
اينها و نظاير آن نشان مىدهد كه رابطه نزديكى در ميان «فعاليت سلولهاى مغزى» و «پديدههاى روحى» وجود دارد.
٢- «هنگام فكر كردن تغييرات مادى در سطح مغز بيشتر مىشود، مغز بيشتر غذا مىگيرد، و بيشتر مواد فسفرى پس مىدهد، موقع خواب كه مغز كار تفكر را انجام نمىدهد كمتر غذا مىگيرد، اين خود دليل بر مادى بودن آثار فكرى است». [١]
٣- مشاهدات نشان مىدهد كه وزن مغز متفكران عموماً بيش از حد متوسط است (حد متوسط مغز مردان در حدود ١٤٠٠ گرم و حد متوسط مغز زنان مقدارى از آن كمتر است)، اين نشانه، ديگرى بر مادى بودن روح است.
٤- اگر نيروى تفكر و تظاهرات روحى دليل بر وجود روح مستقل باشد بايد اين معنا را در حيوانات نيز بپذيريم، زيرا آنها هم در حد خود ادراكاتى دارند!
خلاصه آنها مىگويند ما احساس مىكنيم كه روح ما موجود مستقلى نيست، و پيشرفتهاى علوم مربوط به انسانشناسى نيز اين واقعيت را تأييد مىكند.
از مجموع اين استدلالات چنين نتيجه مىگيرند كه پيشرفت و توسعه فيزيولژى انسانى و حيوانى روز به روز اين حقيقت را واضحتر مىسازد كه ميان پديدههاى روحى و سلولهاى مغزى رابطه نزديكى وجود دارد.
نقطههاى تاريك اين استدلال
اشتباه بزرگى كه دامنگير مادىها در اينگونه استدلالات شده اين است كه «ابزار كار» را با «فاعل كار»
اشتباه كردهاند.
[١]. بشر از نظر مادى- دكتر ارانى، صفحه ٢.