پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩ - ٢- اگر رستاخيز فطرى نيست چرا اين عقيده در طول تاريخ از انسانها جدا نشده؟
محبّت بقاى هميشگى و حيات جاودانى، باطل و بيهوده خواهد بود، و خداوند حكيم برتر از آن است كه چنين كار لغوى كند» [١]
يا به گفته بعضى از دانشمندان معاصر، تشنگى بشر نسبت به زندگى جاويدان چنان جهانگير است كه به هيچ وجه نمىتوان پذيرفت كه اين آرزو برآورده نمىشود.
٢- اگر رستاخيز فطرى نيست چرا اين عقيده در طول تاريخ از انسانها جدا نشده؟
عادات و رسوم ملّتها دائماً در تغيير و تبديل است، فرهنگها عموماً دستخوش دگرگونى هستند، تنها امورى مىتواند در طول تاريخ بشر، در برابر گذشت زمان پايدار بماند كه ريشههايى در اعماق فطرت داشته باشد.
بنابراين بيان، جداسازى مسائل فطرى از امور عادى، كار مشكلى نيست، به تعبير ديگر هرگاه چيزى بتواند در ميان اقوام مختلف، در طور تاريخ (هرچند در چهرههاى گوناگون) موجوديت خود را حفظ كند، بهترين نشانه فطرى بودن آن است و اين امر در مورد مسأله توجه انسان به زندگى پس از مرگ كاملًا صادق است. (دقت كنيد).
امروز جامعهشناسان به ما مىگويند: اعتقادات مذهبى، و از جمله عقيده به حيات بعد از مرگ، همواره در ميان انسانها- حتّى بشرهاى قبل از تاريخ- وجود داشته است.
به عنوان نمونه در كتاب جامعهشناسى «ساموئيل كنيگ» مىخوانيم: «امروز در سرتاسر جهان نه تنها مذهب وجود دارد، بلكه تحقيقات دقيق نشان مىدهد كه طوايف نخستين بشر نيز داراى نوعى مذهب بودهاند، چنان كه اسلاف انسان امروزى (نئاندرتالها) نيز داراى قسمى مذهب بودهاند، زيرا مردههاى خودشان را به وضع مخصوصى به خاك مىسپردند، و ابزاركارشان را كنارشان مىنهادند، و بدين طريق عقيده خود را به وجود دنياى ديگر به ثبوت مىرساندند». [٢]
اين عمق نفوذ عقائد مذهبى خود بهترين نشانه فطرى بودن آن است.
[١]. علم اليقين مرحوم فيض، جلد ٢، ص ٨٣٧.
[٢]. جامعهشناسى، صفحه ١٩٢.