پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٣ - ٣- محل غار اصحاب كهف
ميان سالهاى ٢٤٩ تا ٢٥١ ميلادى ذكر كردهاند، بنابراين ممكن نيست اشارهاى به آن در تورات يا انجيل آمده باشد، در كتاب اعلام قرآن مىخوانيم:
«اروپائيان قصّه اصحاب كهف را به طور خلاصه چنين نقل مىكنند: در زمان دكيوس (٢٤٩ تا ٢٥١) كه مسيحيان را سخت شكنجه مىداد هفت تن از جوانان اشراف به غار پناهنده شدند، و دكيوس دستور داد كه بر دهانه غار ديوارى بكشند تا از گرسنگى و تشنگى بميرند، ولى هفت تن در غار به خواب گران فرو رفتند، و ١٥٧ سال بعد در زمان «تئودز دوّم» بيدار شدند اروپائيان اصحاب كهف را به نام «هفت تن خفتگان افسوس» ناميدند.
در بخش ديگرى از اين كتاب آمده است: قصه اصحاب كهف نخستين بار در قرن پنجم ميلادى بوسيله «ژاك» اهل «ساروك» كه خليفه كليساى سوريه بوده است در يك رساله سريانى تشريح شده، و اين رساله را شخصى به نام «گوگويوس» تحت عنوان «جلال شهداء»، از سريانى به لاتينى ترجمه كرده است. [١]
اين ماجرا بازتاب وسيعى در تواريخ اسلامى و ادبيات شرقى و غربى پيدا كرده، و حتى در آثار ادبى «روس» و «حبشه» تلويحات و اشاراتى به اين داستان وجود دارد. [٢]
بنابراين سرگذشت مزبور تنها در قرآن مجيد نيامده بلكه در آثار تاريخى ديگران نيز به آن اشاره شده است.
٣- محل غار اصحاب كهف
معروف اين است كه اين غار در كنار شهر «افسوس» يكى از شهرهاى معروف آسياى صغير (تركيه كنونى كه قسمتى از روم شرقى قديم است) قرار داشته، در نزديكى رود «كايستر» در حدود چهل ميلى جنوب شرقى «ازمير». [٣]
شهر «افسوس» به خاطر معبد معروف و بتخانه «اوطاميس» كه از عجائب هفتگانه جهان بوده
[١]. اعلام قرآن، صفحه ١٧١ و ١٧٢.
[٢]. همان مدرك، صفحه ١٨١.
[٣]. فرهنگ قصص قرآن، صفحه ٣١٥.