پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٢ - تجديد حيات انرژىهاى در پيش چشم ما!
سازگارتر مىباشد، و جمع ميان اين تفاسير نيز ممكن است.
تعبير به «مَتاعاً لِلْمُقْوِينَ» اشاره سربسته و پرمعنايى به فوائد آتش و آثار آن در زندگى دنيوى انسانها است.
زيرا مفسّران و ارباب لغت براى «مقوين» چند معنا ذكر كردهاند: نخست همان چيزى كه در سابق به آن اشاره كرديم از ماده قِواء (بر وزن كتاب) به معناى بيابانهاى خشك و خالى است، بنابراين «مقوين» كسانى هستند كه از اين بيابانها مىگذرند، و نياز مبرم آنها، به هيزم و چوبهاى خشك براى آتش افروزى و هم چوبهاى آتش زنه، بر كسى پوشيده نيست.
البته انسان در شهرها نيز چنين نيازى دارد، اما با توجه به اينكه هميشه در شهرها مىتوان براى برافروختن آتش، از آتشهايى كه ديگران دارند بهره گرفت، بعلاوه نبودن آتش در شهر خطر كلّى ندارد، در حالى كه آتش براى مسافران بيابان هم از نظر تغذيه و هم از نظر دفع سرما و به دست آوردن روشنايى سرنوشتساز است.
ديگر اينكه منظور از «مقوين» فقراست كه يكى از معانى آن در لغت شمرده شده، شايد به اين مناسبت كه بيابان نشينها غالباً فقيرند، و گفتيم معناى اصلى «قِواء» بيابانهاى خشك و خالى است، البته همه نياز به آتش دارند ولى قشر فقير نياز بيشترى دارد، چرا كه گاهى حتى جانشين كمبود لباسهاى او مىشود.
بعضى نيز گفتهاند: «مقوين»، اشاره به «اقْوياء» و نيرومندان است! چون واژه مزبور از لغاتى است كه دو معناى متضاد دارد، و مىتواند از ماده قوّت و قدرت باشد.
در اين در اين صورت اشاره به بهرهگيرى وسيع اغنياء از آتش است، مخصوصاً در دنياى امروز كه حرارت و آتش گرداننده اصلى چرخهاى عظيم موتورها، و كارخانجات است، و اگر روزى مواد آتش زا و گرمابخش كه عموماً از درختان و گياهان به دست مىآيد (بعضى بلاواسطه مانند چوب و زغال سنگ و بعضى بالواسطه مانند مواد نفتى) چرخهاى تمدن بشر از كار مىايستد و ثروتها بر باد مىرود. و نه تنها چراغ تمدن كه چراغ زندگى انسانها نيز خاموش خواهد شد.