پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤ - ١- ماجراى حيات عُزير بعد از مرگ
منكران معاد است مىفرمايد:
اوْ كَالَّذى مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَ هِىَ خاويَةٌ عَلى عُروشِها قالَ انَى يُحْيِى هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَاماتَهُ اللَّهُ مِأَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً اوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِأَةَ عامٍ فَانْظُرْ الَى طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّه وَ انْظُرْ الى حِمارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنّاسِ وَ انْظُرْ الَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَ نَكْسُوها لَحْماً فَلَمّا تَبَيَّنَ لَهُ قالَ اعْلَمُ انَّ اللَّه عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ.
(بقره- ٢٥٩)
ترجمه:
«آيا نديدى (آگاهى ندارى) آن كس را كه از كنار يك آبادى مىگذشت در حالى كه ديوارهايش به روى سقفهاى آن فرو ريخته بود؟ (و اجساد و استخوانهاى اهل آن در هر سو پراكنده بود، او با خود) گفت: چگونه خدا اينها را پس از مرگ زنده مىكند؟»
خداوند يكصد سال او را ميراند و سپس زنده كرد.
به او فرمود: چقدر درنگ كردى؟
عرض كرد: يكروز يا قسمتى از يك روز
فرمود: (نه) بلكه توقف تو يكصد سال بود، نگاه كن به غذا و نوشيدنيت، ببين هيچگونه تغيير نيافته؟ (و بدان خدايى كه چنين مواد سريع الفسادى را در طول اين مدت حفظ كرده بر همه چيز قادر است) ولى نگاه به الاغ خود كن (كه چگونه از هم متلاشى شده) اين براى آن است كه تو را نشانهاى (در امر معاد) براى مردم قرار دهيم!
اكنون نگاه به استخوانهاى (مركب سوارى خود) كن كه چگونه آنها را بلند كرده به هم پيوند مىدهيم، سپس گوشت بر آن مىپوشانيم؟!
هنگامى كه (اين حقايق) بر او آشكار شد، گفت مىدانم كه خداوند بر هرچيزى قادر است». [١]
در اينجا چند نكته قابل دقت است:
[١]. جمله اوكَالَّذى مَرَّ ... مطابق تصريح بسيارى از مفسّران عطف است بر آيه پيش از آن الَمْ تَرَ الَى الَّذى حاجَّ ابراهيمَ ... بنابراين معنا جمله چنين مىشود «الَمْ تَرَ الى الَّذى مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ».