فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤٩٨ - آميزش در حيض
ضرر و رفع تكليف
--) همين مدخل، آثار ضرر، رفع تكليف
ضرر و طبيعت
١٤٢. نسبت دادن تضرّر و كمبودها (قحطى) و خوشى و فراوانى، به طبيعت، موجب غافلگير شدن در عقوبت الهى:
... أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ ... حَتَّى عَفَوْا وَ قالُوا قَدْ مَسَّ آباءَنَا الضَّرَّاءُ وَ السَّرَّاءُ فَأَخَذْناهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ. [١]
اعراف (٧) ٩٤ و ٩٥
ضررها و لطف خداوند
١٤٣. لطف خداوند به انسانهاى كافر، بعد از گرفتارى به كمبودها و مضرّات، به رغم مقابله آنان با آيات خداوند:
وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ إِذا لَهُمْ مَكْرٌ فِي آياتِنا ... [٢]
يونس (١٠) ٢١
عوامل ضرر
١. آميزش در حيض
١٤٤. آميزش با زن در حال حيض، كارى زيانبار:
[١] . اسناد كمبودها و ضررها با خوشيها و نعمتها به طبيعت، از جمله «و قالوا قد مسّ ءاباءنا الضّراء ...»، مىفهماند كه آنان از ابتلائات عبرت نگرفتند و آنها را به طبيعت نسبت مىدادند و به پيامبران ايمان نياوردند. (مجمعالبيان، ج ٣-/ ٤، ص ٦٩٥؛ التّفسير المنير، ج ٩، ص ١٦)
[٢] . مقصود از «النّاس» كافران است. از لفظ عام اراده خاصّ شده است. (مجمعالبيان، ج ٥-/ ٦، ص ١٥٢؛ التّفسير المنير، ج ١١، ص ١٤٢)