فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٣٦ - سوگند به صبح
سايه در صبح
٤٩. سجده و خضوع سايهها در برابر خدا و فرمانبرى آنها، در صبحگاهان و عصرگاهان:
وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ.
رعد (١٣) ١٥
٥٠. سجده و خضوع سايهها در صبحگاهان و عصرگاهان، داراى نمودى بيشتر نسبت به ساير اوقات:
وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ. [١]
رعد (١٣) ١٥
سپيده صبح
--) همين مدخل، سوگند به صبح
سليمان عليه السلام در صبح
--) همين مدخل، حركت با باد در صبح
سوگند به صبح
٥١. سوگند خدا به سپيده صبح:
وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ. [٢]
مدّثر (٧٤) ٣٤
٥٢. سوگند خداوند به صبح، هنگام گسترش و كامل شدن آن:
وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ. [٣]
تكوير (٨١) ١٨
٥٣. سوگند خدا به صبح و هنگام گسترش آفتاب:
وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها. [٤]
شمس (٩١) ١ و ٣
وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى.
ليل (٩٢) ٢
وَ الضُّحى.
ضحى (٩٣) ١
٥٤. سوگند خدا به صبح و لحظه بالا آمدن و گسترش خورشيد براى بيان اهميّت تزكيّه نفس:
وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها.
شمس (٩١) ١ و ٣ و ٩
٥٥. سوگند خداوند به صبح، براى بيان عظمت و اهميّت آتش جهنّم:
وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ إِنَّها لَإِحْدَى الْكُبَرِ. [٥]
مدّثر (٧٤) ٣٤ و ٣٥
٥٦. سوگند خدا به صبح، جهت بيانِ مختلف بودن تلاش و كوشش انسانها:
وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى.
ليل (٩٢) ٢ و ٤
٥٧. سوگند خدا به صبح و هنگام بالا آمدن خورشيد براى تأكيد بر قطع نشدن ارتباط او با پيامبر صلى الله عليه و آله:
وَ الضُّحى ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى.
ضحى (٩٣) ١ و ٣
[١] . برداشت بنا بر اين احتمال است كه «بالغدوّ والآصال» حال از «ظلالهم» باشد و ذكر اين دو وقت (صبح و عصر) براى اين است كه سايه در اين دو وقت، بزرگ و زياد مىشود. (انوارالتّنزيل، بيضاوى، ج ٣، ص ٣٢٤)
[٢] . «سفر الصّبح و أسفر» يعنى صبح روشن شده است. (لسانالعرب، ج ٦، ص ٢٧٨، «سفر»)
[٣] . «تنفّس الصّبح» يعنى صبح گسترش يافت تا حدّى كه روز كاملًا آشكار شد. «والصّبح إذا تنفّس» زمانى است كه روز بالا آمده بهگونهاى كه روز كاملًا روشن و آشكار شده باشد. (لسانالعرب، ج ١٤، ص ٢٣٦، «نفس»)
[٤] . طبق يك قول، مقصود از «ضحاها» زمانى است كهآفتاب طلوع مىكند و بالا مىآيد. (الكشّاف، ج ٤، ص ٧٥٨-/ ٧٦٥)
[٥] . برداشت بنا بر اين احتمال است كه ضمير «إنّها» به «سقر» برگردد. (الميزان، ج ٢٠، ص ٩٤)