فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤٢٢ - احكام صلح
صفيّه بنت حُيى بن اخطب
صَفيّه بنت حُيى بن اخطب، و از همسران پيامبر صلى الله عليه و آله وى در غزوه خيبر به اسارت درآمد و سپس پيامبر صلى الله عليه و آله وى را به همسرى برگزيد. [١] مفسّران آيات ٢٨ و ٢٩ احزاب (٣٣) را درباره تقاضاهاى همسران پيامبر صلى الله عليه و آله از جمله صفيّه دانستهاند كه افزايش نفقه را طلب كردند و رسولخدا صلى الله عليه و آله ضمن مقاومت در برابر زيادهطلبى آنان، ايشان را بين سازگارى با وضع موجود يا طلاق مخيّر كرد. [٢] نيز مقصود از «ترجى من تشاء منهنّ» در آيه ٥١ همين سوره را كه حاكى از تخيير پيامبر صلى الله عليه و آله در همخوابگى با همسرانش است را درباره وى دانستهاند. [٣] همچنين برخى مفسّران شأن نزول آيه ١١ حجرات (٤٩) را درباره وى دانسته كه مورد تمسخر ديگر زنان قرار مىگرفت و با نزول آيه زنان نيز از مسخره كردن يكديگر نهى شدند. [٤]
صلح
صلح، از بين بردن نفرت بين مردم؛ [٥] تراضى بين متنازعين؛ [٦] [معادل فارسى آن آشتى است] آشتى يعنى ترك جنگ، رنجشى را فراموش كردن، سازش مقابل جنگ. [٧] مقصود از صلح در اين مدخل، قرار داد ترك مخاصمه و دست برداشتن از جنگ با توافق طرفين است. در اين مدخل از واژههاى «صلح»، «سلم»، «عهد» و مشتقّات آنها استفاده شده است.
اهمّ عناوين: احكام صلح، پيمان صلح، صلح با كافران، صلح مسلمانان و موانع صلح.
احكام صلح
١. لزوم پذيرش صلح مطرح شده از سوى كافران، در صورت احراز صلحطلبى آنان و نداشتن قصد فريبكارى:
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا ... وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها ... وَ إِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ ... [٨]
انفال (٨) ٥٩ و ٦١ و ٦٢
٢. پذيرش صلح و متاركه جنگ، در قلمرو وظايف و اختيارات پيامبر و رهبرى دينى:
وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ....
انفال (٨) ٦١
٣. عدم جواز صلح با دشمن، در صورت توان سپاه اسلام براى مقاومت و ادامه جنگ:
فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ ... [٩]
محمّد (٤٧) ٣٥
٤. جواز پيمان صلح با غير مسلمانان:
إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ ... سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَ يَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ
[١] . اسدالغابه، ج ٧، ص ١٦٨؛ الاصابه، ج ٨، ص ٢١٠
[٢] . جامعالبيان، ج ١١، جزء ٢١، ص ١٨٩؛ مجمعالبيان، ج ٧-/ ٨، ص ٥٥٤
[٣] . جامعالبيان، ج ١٢، جزء ٢٢، ص ٣١؛ مجمعالبيان، ج ٧-/ ٨، ص ٥٧٤
[٤] . اسبابالنّزول، واحدى، ص ٣٣٤؛ الجامع لاحكام القرآن، قرطبى، ج ١٦، ص ٢١٤
[٥] . مفردات، ص ٤٨٩، «صلح»
[٦] . لغتنامه، ج ٩، ص ١٣٢٤٨، «صلح»
[٧] . همان، ج ١، ص ١٠٤، «آشتى»
[٨] . «جنح» ميل و اقبال به چيزى است. (ترتيبالعين، ج ١، ص ٣٢٠، «جنح»؛ لسانالعرب، ج ٢، ص ٣٧٨، «جَنح». «سَلَمْ» يعنى صلح. (مفردات، ص ٤٢٣، «سلم»؛ مجمعالبيان، ج ٣-/ ٤، ص ١٣٦) مقصود اين است كه اگر واقعاً احراز كرديد كه كافران با پيشنهاد صلح، قصد زندگى مسالمتآميز دارند، بپذيريد
[٩] . برخى «واو» در «و أنتم الأعلون» را براى حال دانستهاند؛ يعنى در حالى كه غلبه با شماست، دشمن را به مصالحه دعوت نكنيد. (مجمعالبيان، ج ٩-/ ١٠، ص ١٦٢؛ المحرر الوجيز، ج ٥، ص ١٢٢)