فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤٧٤ - اعتراف به عجز
صيفى بن راهب
صيفى بن راهب، از مشركان مكّه است. [١] برخى مفسّران شأن نزول آيه ١٠ ممتحنه (٦٠) را درباره همسر صيفى بن راهب دانستهاند كه پس از صلح حديبيّه، شوهر وى (صيفى) نسبت به اين امر معترض بود. و با نزول آيه، مؤمنان از بازگرداندن زنان مؤمن به شوهرانشان منع شدند. [٢]
ضارّ/ اسماوصفات
ضارّ، از اسماى الهى است به اين معنا كه آنچه بندهاش به آن نيازمند است به اندازه كافى به او نمىدهد و قدرت دارد بر ضرر و زيان رساندن به هر كس كه بخواهد. [٣] اين اسم حاكى از فعل الهى است كه به صورت مصدرى [ضُرّ] پنج بار در قرآن آمده است:
وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ ....
انعام (٦) ١٧
نيز
--)
يونس (١٠) ١٠٧؛ يس (٣٦) ٢٣؛ زمر (٣٩) ٣٨؛ فتح (٤٨) ١١
ضاربالامثال/ اسماوصفات
--) مثلهاى قرآن
ضرر
ضرر، اسم مصدر [٤] در لغت به معناى نقصانى است كه بر شىء وارد مىشود، همانند آنچه در ضرر مالى گفته مىشود، [٥] اعمّ از اينكه نقصان در اعتقاد، يا در راه خير، در بدن، مال، عنوان و فرزند باشد [٦] و در هيئت «ضرّ» به معناى هرگونه پريشانى و بدحالى است. [٧] در اين مدخل از مادّه «ضرر» در اشتقاقهاى مختلف آن استفاده شده است.
اهمّ عناوين: آثار ضرر، تشخيص ضرر، دفع ضرر، ضرر سحر، عوامل ضرر، منشأ ضرر.
آثار ضرر
١. اعتراف به عجز
١. ضررهاى وارد بر انسان، هنگام گرفتاريها، موجب اعتراف به ناتوانى خويش و قدرت خداوند:
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ.
يونس (١٠) ١٢
وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ.
نحل (١٦) ٥٣
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنِيباً إِلَيْهِ ....
زمر (٣٩) ٨
فَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعانا ....
زمر (٣٩) ٤٩
[١] . الجامع لاحكام القرآن، قرطبى، ج ١٨، ص ٤١
[٢] . مجمعالبيان، ج ٩-/ ١٠، ص ٤١؛ الجامع لاحكام القرآن، قرطبى، ج ١٨، ص ٤١
[٣] . الاسماء و الصّفات، بيهقى، ج ١، ص ١٣٥
[٤] . الصّحاح، ج ٢، ص ٧١٩، «ضر»
[٥] . ترتيب العين، ج ٢، ص ١٠٣٩، «ضرّ»؛ لسان العرب، ج ٨، ص ٤٥، «ضرر»
[٦] . التحقيق، ج ٧، ص ٢٥، «ضر»
[٧] . مفردات، ص ٥٠٣، «ضر»