فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤٦٩ - استفاده از صيد حرام
وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ ... [١]
مائده (٥) ٤
٧. حلال بودن صيد درّندگان شكارى تعليمديده:
يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ ... [٢]
مائده (٥) ٤
٨. لزوم آموختن برخى دستورات تذكيه، به سگان و درّندگان شكارى:
يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ ... [٣]
مائده (٥) ٤
٩. حلال نبودن صيد سگ شكارى، در صورت خوردن سگ شكارى از آن:
يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ ... [٤]
مائده (٥) ٤
١٠. حلال نبودن شكار صيد شده، با سگ غيرشكارى:
يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ ... [٥]
مائده (٥) ٤
١١. حرمت صيد شكار شده با درّندگان تعليم نديده، جز در صورت تذكيه آن:
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ ... وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ ... [٦]
مائده (٥) ٣
نيز--) همين مدخل، استفاده از صيد حرام، بسمله در صيد و صيد خشكى و صيد ماهى
استفاده از صيد حرام
١٢. حليّت حيوان شكار شده با درّندگان (تعليمنديده) در حال اضطرار:
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ ... وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ ...
فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَ
[١] . برخى گفتهاند: مقصود از «الجوارح»، خصوص سگهاىشكارى است، نه غير آن و از معصومين عليهم السلام نقل شده كه «جوارح» خصوص سگهاى تعليمديده است. اين نظر را قيد «مكلبين» كه پس از آن آمده، تأييد مىكند. (مجمعالبيان، ج ٣-/ ٤، ص ٢٤٩؛ زبدةالبيان، ص ٧٩٥)
[٢] . برخى مفسّران مانند طبرى ترجيح دادهاند كه «الجوارح» هر درّنده شكارى، اعمّ از پرنده و غير آن است كه شكار آن حلال است، به شرط تعليمديده بودنشان. (جامعالبيان، ج ٤، جزء ٦، ص ١١٨) مقدّس اردبيلى رحمه الله اين احتمال را كه مقصود از «جوارح»، مطلق حيوانات شكارى، و ذكر سگ از باب غلبه باشد مطرح كرده، ولى آن را ردّ كرده و گفته خلاف ظاهر و خلاف مذهب اصحاب و روايات است. (زبدةالبيان، ص ٧٩٤)
[٣] . مقصود از «ممّا علّمكم اللَّه» به مناسبت مورد، دستوراتذبح و تذكيه حيوان است و «من» در «ممّا علّمكم» براى تبعيض است؛ يعنى برخى از دستورات تذكيه را به سگان و درّندگان شكارى تعليم دهيد
[٤] . «ممّا أمسكن عليكم» دلالت دارد كه اگر سگ شكارى ازصيد بخورد آن صيد حرام است، زيرا در اين صورت شكار را براى خود گرفته است، نه براى صاحبش. (جامعالبيان، ج ٤، جزء ٦، ص ١٣١-/ ١٣٣؛ مجمعالبيان، ج ٣-/ ٤، ص ٢٥٠)
[٥] . «تعلّمونهنّ» دلالت دارد كه شكار سگ غير شكارى درصورت تذكيه نشدن، حرام است. (زبدةالبيان، ص ٧٩٥؛ مجمعالبيان، ج ٣-/ ٤، ص ٢٤٩)
[٦] . مقصود از «ما أكل السّبع» صيدهاى درّندگان تعليمنديدهاست. (جامعالبيان، ج ٤، جزء ٦، ص ٩٥)