جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢
اجتماعی - اعم از اخلاق و علم و فلسفه و مذهب و قانون و فرهنگ - شکل میدهد و جهت میبخشد و با دگرگون شدن خود ، آنها را دگرگون میسازد . اما اینکه تاریخ وجود دیالکتیکی دارد به معنی این است که حرکات تکاملی تاریخ ، حرکات دیالکتیکی است ، یعنی معلول یک سلسله تضادهای دیالکتیکی توأم با همبستگی خاص آن تضادهاست . تضاد دیالکتیکی که با تضادهای غیر دیالکتیکی فرق دارد این است که هر پدیدهای جبرا نفی و انکار خود را در درون خود میپرورد و پس از یک سلسله تغییرات در نتیجه این تضاد درونی ، آن پدیده ضمن یک تغییر شدید کیفی به مرحله عالیتری که ترکیبی از دو مرحله قبلی است تکامل مییابد . پس ماتریالیسم تاریخی متضمن دو مسأله است : یکی مادی بودن هویت تاریخ ، دیگر دیالکتیکی بودن حرکات آن . ما مسأله اول را اینجا بررسی میکنیم و مسأله دوم را به فصل بعد - که درباره تطور و تکامل تاریخ تحقیق میکنیم - موکول مینماییم . نظریه " مادیت هویت تاریخ " از یک سلسله اصول دیگر ریشه میگیرد که فلسفی و یا روان شناسانه و یا جامعه شناسانه است و به نوبه خود یک سلسله نظریات دیگر در مسائل ایدئولوژی نتیجه میدهد . ما برای اینکه این مطلب با اهمیت روشن شود - خصوصا با توجه به اینکه برخی نویسندگان روشنفکر مسلمان مدعی هستند که اسلام هر چند مادیت فلسفی را نمیپذیرد ولی مادیت تاریخی را پذیرفته ، و نظریات تاریخی و اجتماعی خود را بر این اصل بنا نهادهاند - لازم میدانیم درباره این مطلب اندکی به تفصیل بحث