جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢
در این آیه کریمه ضمن یک دستور اخلاقی ، به فلسفه اجتماعی آفرینش خاص انسان اشاره میکند به این بیان که انسان به گونهای آفریده شده که به صورت گروههای مختلف ملی و قبیلهای درآمده است ، با انتساب به ملیتها و قبیلهها بازشناسی یکدیگر که شرط لاینفک زندگی اجتماعی است صورت میگیرد ، یعنی اگر این انتسابها که از جهتی وجه اشتراک افراد و از جهتی وجه افتراق افراد است نبود ، بازشناسی ناممکن بود و در نتیجه زندگی اجتماعی که براساس روابط انسانها با یکدیگر است امکانپذیر نبود . این امور و امثال این امور از قبیل اختلاف در شکل و رنگ و اندازه است که به هر فردی زمینه شناسنامهای ویژه خود او اعطا میکند . اگر فرضا همه افراد یک شکل و یک رنگ و یک قالب بودند و اگر رابطهها و انتسابهای مختلف میان آنها حکمفرما نبود ، افراد در برابر یکدیگر نظیر کالاهای متحدالشکل یک کارخانه بودند که تمیز آنها از یکدیگر و درنتیجه بازشناسی آنها از یکدیگر و در نتیجه نهایی زندگی اجتماعی آنها براساس روابط و مبادله اندیشه و کار و کالا غیرممکن بود . پس انتساب به شعبها و قبیلهها حکمت و غایتی طبیعی دارد و آن تفاوت و بازشناسی افراد از یکدیگر است که شرط لاینفک زندگی اجتماعی است نه تفاخر و مایه برتری شمردنها ، که همانا مایه کرامت و شرافت تقواست . در سوره فرقان آیه ٥٤ میفرماید : « و هو الذی خلق من الماء بشرا فجعله نسبا و صهرا ». اوست که از آب ، بشری آفرید و آن بشر را به صورت نسبها ( رابطههای نسبی ) و خویشاوندی دامادی ( رابطههای سببی ) قرارداد .