جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٢
قدرت استثمار شده ، اخلاقی است . دیگر بحثی نیست که رابطه نیروی تازه
نفس با نیروی کهن همواره ، هم ستیزه باشد و هم اخلاقی .
از نظر اسلام تمام نظریات بالا محکوم است . اخلاقی بودن ، آنچنانکه
مسیحیت میپندارد در روابط مسالمتآمیز و دعوت ملایم و صلح و صفا و
صمیمیت و محبت خلاصه نمیشود ، احیانا زور و قدرت نیز اخلاقی میشود ،
لهذا اسلام مبارزه علیه زور و ظلم را مقدس و مسؤولیت میشمارد و جهاد را
که همان قیام مسلحانه است در شرایط خاصی تجویز میکند .
بدیهی است که نظریه نیچه یک نظریه پوچ و ضدانسانی و ضد تکاملی است .
نظریه مارکسیسم مبتنی بر همان مکانیسمی است که برای تکامل تاریخ قائل
است . از نظر اسلام رابطه مواجهه با زور با گروه ضد تکاملی ، برخلاف
نظریه مارکسیسم ، رابطه دوم است نه رابطه اول . رابطه حکمت و موعظه
حسنه است ( « ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظه الحسنة ») [١] .
رابطه اعمال زور با جبهه ضد تکاملی آنگاه اخلاقی است که مرحله اقناع فکری
( حکمت = برهان ) و مرحله اقناع روحی ( موعظه = تذکر ) طی شده باشد و
بلانتیجه مانده باشد .
این است که تمام پیامبرانی که جنگیدهاند ، مرحله اول دعوت خود را با
حکمت و موعظه حسنه و احیانا مجادله کلامی گذراندهاند و پس از آنکه از آن
راه به نتیجه نرسیدهاند و یا به نتیجه
[١] نحل / . ١٢٥