ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٥ - آيا قوانين هستى كار خود را پس از سپردن لاشهء انسان بدست حشرات زيرزمينى در بارهء انسان بپايان رسانيده است
پس از ورود به سفرهء مار و مور دخمهء زمين ، چه جاى « ولى » ، « اى كاش » ، « دريغا » « اسفا » ، « اگر » ، « مگر » است ، كار از كار گذشته و كشتى وجود به گل نشسته است . چند صباح ديگر نخواهد گذشت كه جمجمه پربادش بازيچه بيل روستا بچه اى خواهد گشت كه عرق ريزان زمين را براى كشت آماده خواهد كرد .
جمجمه اى كه گاهى با يك موج محتوايش هزاران بيگناه در خاك و خون مى غلطيدند . جمجمه اى كه كارگاه بزرگى براى دروغسازى و مكرپردازى و خانمان براندازى بوده است ، امروز به راستى و با كمال قطعيّت قانونى و بدون كمترين نيرنگ و نقشه كشى در ساختمان مجراى مدفوعات آن روستا بچه انجام خدمت خواهد فرمود . آيا كار او در اين منزلگه تمام شده است نه هرگز ، زيرا :
< شعر > يا سبو يا خم مى يا قدح باده كنند يك كف خاك در اين ميكده ضايع نشود < / شعر > پس از اين ، كار جدّى آغاز مى شود :
١٦٣ ، ١٦٦ - و الأرواح مرتهنة بثقل أعبائها ، موقنة بغيب أنبائها ، لا تستزاد من صالح عملها و لا تستعتب من سيّىء زللها . ( و ارواح در گرو بارهاى سنگين به بقاء خود ادامه مى دهند ، در حالى كه به اخبار غيبى خود يقين دارند ، ديگر از آن ارواح افزايش اعمال صالحه خواسته نمى شود و رضاى حقّ از زشتى لغزشهائى كه ارواح مرتكب شدهاند ، التماس نمى گردد . ) آيا قوانين هستى كار خود را پس از سپردن لاشهء انسان بدست حشرات زيرزمينى در بارهء انسان بپايان رسانيده است اينجا پايان موقّت كار كالبد جسمانى است و آغاز كار روح ، پس از آنكه روح از بدن مفارقت كرد و دوران اشتغال به مديريّت بدن در صحنهء طبيعت