ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٤ - نقش اكثريّت در توجيه حيات مردم معمولى همانند نقش گذشت زمان و جمودى است كه يك مكتب را از اعتراض و انتقاد بركنار ميكند
٢ - مسابقهء اهل باطل با همديگر - انحراف از جادّهء حقّ و حركت در مسير باطل و شيوع آن در بنى نوع انسانى ، بسيار چشمگيرتر از استقامت و حركت در مسير حقّ بوده است . متأسّفانه خود همين اكثريّت و چشمگيرتر بودن اهل باطل ، همواره عامل متراكم بودن صفوف آنان ميباشد ، باين معنى كه خود اكثريّت ضامن كشش مردم رشد نيافته بسوى باطل بوده است . مخصوصا مشاهدهء اكثر مردم قدرتمند و مكَّار و حيله باز در كاروان اهل باطل كه خود را هشيار و زيرك و دانا نشان مى دهند و موجب اشتباه و فريب خوردگى مردم ساده لوح مى گردند . اين اصل را هم بخاطر بسپاريم كه :
نقش اكثريّت در توجيه حيات مردم معمولى همانند نقش گذشت زمان و جمودى است كه يك مكتب را از اعتراض و انتقاد بركنار ميكند .
و بهر حال ، قانون كلَّى چنين است كه هنگامى كه حقّ چهرهء خود را بيك انسان نشان داد ، پس از آن ، انتخاب مسير باطل همواره با يك اضطراب و تشويش درون همراه خواهد بود و هر اندازه كه حقّ چهرهء خود را تابناكتر و آشكارتر و مستدلّتر بنماياند ، گزينش باطل و حركت در مسير آن ، بهمان اندازه اضطراب آميزتر و مشوّش كننده تر خواهد بود . وقتى كه گزينش مسير باطل ترجيح داده شد ، استعدادهاى انسان باطلگرا در پيمودن اين مسير به فعليّت مى رسد و جوشش درونى براى مسابقه در حيات و كوشش در راه اشباع ارادههاى نامحدود ، در تحقّق بخشيدن به باطل با همهء انواع و اشكالى كه مى تواند داشته باشد ، بكار مى افتد . پرداختن به تكاپو و مسابقه در باطل ، اگر چه ممكن است با آگاهى و تعمّد مستقيم به باطلگرائى صورت نگيرد ، ولى شخص باطلگرا بجهت اعراض از هر گونه « بايستى » ما فوق نفع شخصى و خودكامگى و آرمانهاى ضدّ حقيقت ، بهر جا كه قدم بگذارد و هر هدفى را كه در نظر بگيرد و بهر وسيله اى كه مستمسك شود ، باطلهائى هستند كه مطلوبيّت آنها فقط مستند