ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٠ - مسئلهء چهارم - شرائط ذكر خداوندى
و با اين سخنان خود را اهل ذكر الله تلقّى نمايد آن كسى است كه مى گويد : يا صمد ( اى خداوند بىنياز مطلق و اى موجود مستقل در نهايت استقلال و كمال ) ولى آنچه كه در طول زندگى به ذهنش خطور نمى كند ، تحصيل بىنيازى و استقلال از وابستگىها است با نظر به شرائط سه گانه اى كه تاكنون براى ذكر گفتيم ، حال با صراحت قاطعانه مى توانيم بگوئيم : ذكر خداوندى يعنى نيرومندترين عامل سازندهء شخصيت ، ذكر خداوندى يعنى يك كتاب جامع همهء فصول تعليم و تربيتهاى روحى ، ذكر خداوندى يعنى يك معلَّم و مربّى الهى كه شب و روز و در همهء لحظات عمر با انسان است . ٤ - ذكر خداوندى بايد مانند عامل به فعليّت رسانندهء روح ملكوتى آدمى تلقّى شود ، نه عامل آرايش محض روان كه موجب تسليت در برابر جهالتها و نابكاريها بوده باشد . آرى ذكر حقيقى عامل به فعليّت رسانندهء روح ملكوتى است نه منتفى كنندهء ملالت يكنواختى زندگى و ناديده گرفتن اضطرابات و اضطرارهائى كه در هنگام تزلزل ديوار زندگى و محروميّت از خواستهها پيش مى آيد - ( فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا الله مُخْلِصِينَ لَه الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ ) [١] ( و هنگامى كه سوار كشتى شدند ، خدا را در حال اخلاص و اسناد دين به او مى خوانند و همين كه خداوند آنانرا از دريا نجات داد و به خشكى رساند ، ناگهان شرك مى ورزند ) .
اشخاصى فراوان ديده ميشوند كه براى منتفى ساختن ملالت يكنواختى زندگى متوسّل به ذكر ميشوند معناى واقعى اين ذكر مساوى با آب زدن بصورت است كه شخص خواب آلود براى برطرف كردن كسالت خواب متوسّل مى شود . همچنين ذكر الله نبايد وسيله اى براى انجام اعمال شگفتانگيز بوده
[١] . العنكبوت آيهء ٦٥ .