ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨١ - من بيش از يك وعظ براى شما ندارم و آن اينست كه براى خدا قيام كنيد
در بارهء اين انسان كه ميگوئى :
< شعر > از تو اى جزئى ز كلّها مختلط فهم ميكن حالت هر منبسط < / شعر > و صدها مطلب ديگر . اوّلا صراحتا بتو بگويم : هزاران فرد از اين مختلط از كلّها را خودم در ميدان جنگ كشته و لاشهء آنها را طعمهء لاشخوران نمودهام و با اين حال نه زمين به آسمان رفته و نه آسمان به زمين آمده است .
و اين كه ميگوئى انسان داراى آن استعدادها و آن حركت تكاملى است ، همين ديروز بود كه با يك سيلى آتشين كه بصورت يكى از آن انسانها نواختم ، نقش زمينش كردم و مانند يك كلوخ پاره زير پايم متلاشىاش نمودم اين جملات را كه مانند سؤال و جواب عرض كرديم ، چنين نبوده است كه تاكنون با كمال صراحت ميان دو انسان مطرح شده است ، ولى در طرز تفكَّرات بعضى مردم دقّت كنيد ، خواهيد ديد : كه واقعا در اين دنيا چشمان آنان جز سايهها و اشباح درهم و برهمى كه آنان زندگى خود را بايد در ميان آنها ادامه بدهند ، بس ميكنند چيز ديگرى نيست . بگذاريد از اينان كه اگر اينان نخواهند بفهمند كه در كجا زندگى ميكنند و معناى زندگى چيست شما نه مسئول و وكيل و قيّم آنان هستيد و نه طرز تفكَّرات آنان موجب دگرگونى واقعيّتها خواهد بود . و بهر حال هر چه بيشتر و دقيقتر در بارهء جهان و انسانى كه در آن زندگى ميكند فكر مى كنيم ، عظمت و اهمّيّت آهنگى را كه در جهان هستى نواخته مى شود بهتر و روشنتر مى فهميم و درك مى كنيم كه كار بسيار بزرگى در اين جهان صورت مى گيرد كه همه چيز در خود آن نيست ، بلكه وضع بسيار با اهمّيّتى را نشان مى دهد كه در پشت سر آن است ، لذا هم نيل به سعادت و فوز و فلاحى كه از اين كار بزرگ نصيب انسان خواهد شد ، خيلى با عظمت است و هم شكست و سقوط وى . شكست و سقوطى كه انسان داراى استعدادها و امكانات و حجّتهائى كه براى او عرضه شده است . همان « عذاب شديد » و « عذاب اليم » است كه در قرآن آمده و در جملهء امير المؤمنين ( ع )