ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٥ - عوامل بغض و عداوت ميان انسانها
يكديگر تا بينهايت برآمدهاند . اين حالت پليد روانى در آن هنگام كه شكل دسته جمعى بخود بگيرد ، يعنى جمعى از انسانها با جمعى ديگر به كينه توزى و بغض بپردازند ، موجب بروز وقيحترين چهره در انسانها مى گردند كه هيچ كلمه و كلامى توانائى بازگوئى آنرا ندارد . بگذاريد روانشناسان و روانپزشكان حرفه اى باين گونه مسائل توجّه نكنند و از كنار آنها با كمال بىاعتنائى بگذرند و به توزين و فرمولگيرى عينيّات بپردازند نبايد نشاط علمى آنان را با اين گونه جملات كه « بيائيد در بارهء خاصّيّت بينهايتسازى انسانها درست بينديشيد و راه بهره بردارى صحيح از آن را براى مردم توضيح بدهيد » از بين برد اين يك فضولى قبيح است كه به روانشناسان و روانپزشكان بگوئيد : اگر از مطالعهء عينى آزمايشگاهى فراغت پيدا كرديد ، چند ورق هم از كتاب سرگذشت بشرى را مطالعه و مورد دقّت قرار بدهيد تا با ريشههاى اغلب حقكشىها و جنايات و خونريزىها كه كينه توزيها و خصومتهاى وقيح بوده است ، آشنا شويد و در فكر چاره سازى بيفتيد آخر مگر تاريخ و سرگذشت زندگى انسانى كه از دهها هزار سال تاكنون در مقابل ديدگان ما گسترده شده است ، آزمايشگاه بزرگ و دقيق نيست عوامل بغض و عداوت ميان انسانها پيش از بيان عوامل بغض و عداوت نابكارانه و نابخردانه ميان انسانها ، نخست يك عامل دورى دو انسان از يكديگر را متذكَّر مى شويم : اين عامل عبارتست از هدفهاى والاى انسانى ، مسلَّم است كه تقيّد باين هدفها و بىاعتنائى يا ضدّيّت با آنها ميان انسانها تزاحم و تضادّى ايجاد ميكند كه بالاخره منجرّ به خصومت و عداوت مى گردد . در اين مورد با كمال صراحت و قاطعانه بايد گفت : همان علَّت كه باعث مى شود آدمى به هواداران هدفهاى والاى انسانى عشق و علاقه بورزد ، همان علَّت ايجاب ميكند كه از بىاعتنايان به آن