ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٠ - آن تقواى الهى كه همهء نقصها و عيوب را منتفى مى سازد و راه كمال را پيش پاى آدمى هموار مى نمايد
آيا اين حقايق و واقعيّاتى را كه از راه گوش مى شنويم ، روزى بر عليه ما قد علم نخواهند كرد آيا اين حقايق و واقعيّات كه از راه گوش به مغز ما رسيده است ، موجب افزايش مسئوليّت ما در برابر وجدان و در بارگاه خداوندى نيست . كسى كه با شنيدن اين حقيقت كه « دروغ آفت مهلك شخصيّت است » باز بدون ضرورت قاطع مانند ضرورت جرّاحى ، دروغ مى گويد ، باضافهء اين كه با حقيقت خصومت مى ورزد و با اين كه رنگ قانون را مات مى كند ، گوش را كه وسيلهء انتقال حقيقت به درون و پذيرش آن است ، به شكل رود - خانه اى در مى آورد كه فقط آب از آن عبور مى كند ، بدون تأثير در سنگها و سنگريزههاى آن .
٢ - اگر مرتكب گناهى شد ، اعتراف بآن نموده و نگذارد روح آن قدر پست و رذل باشد كه به گناه بىاعتنائى كند ، زيرا وقاحت بىاعتنائى به گناه از يك جهت از خود گناه بيشتر است ، زيرا بىاهميّت تلقّى كردن آن ، باضافهء اين كه موجب اهمّيّت ندادن به فساد و در نتيجه رشد و گسترش آن است ، متضمّن بىاعتنائى بآن خداوندى است كه آن را گناه معرّفى نموده و انسان را از ارتكاب آن برحذر داشته است .
٣ - احتياط و حذر در شئون زندگى يكى از اساسىترين عوامل تصفيهء روح است ، اين عمل دو كار بسيار مهمّ انجام مى دهد : يكى اين كه موجب آرامش دائمى درون مى گردد ، زيرا ميداند كه در هر رويدادى كه پيش مى آيد ، حسابگرى دقيق خود را انجام داده است و اگر واقعيّت مخالف محاسبات او در آيد ، دلهره و اضطرابى نخواهد داشت ، زيرا ميداند كه او از نظر آگاهى و معلومات و بكاربردن محصول تجارب و مراعات احتياط تقصيرى ننموده است .
دوم اين كه حذر و احتياط آگاهى آدمى را به آينده و نتائج كارهايش بيشتر و عميقتر مى نمايد و در نتيجه از دستبرد فريبكارىها و دغلبازيها و نقشه كشى -