ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٠ - اينست سير حتمى تو اى انسان ، گر تو نمى پسندى تغيير ده قضا را
و تنظيم « صيانت ذات » تا حدّ اشراف به جهان هستى و دريافت وحدت لذائذ و آلام همهء همنوعان خود كجا آيا اين مشتى خاك تيره سوگند خورده يا تعهّد كرده است كه با نظمى خاصّ بصورت ذرّات اسپرماتوزوئيد و اول در آيد و آن گاه شكل انسانى بخود بگيرد فقط چند صباحى از نظر عظمت استعدادها و نيروها و ارزشها چنان اوج بگيرد كه جهان هستى را به شگفتى در آورد و سپس راهى زير خاك تيره بگردد و بعد از آن هيچ آيا اين انسان نبايد در اين حقيقت بينديشد كه جريان كون و فساد و وجود و عدم در اين دنيا با يك حكمت متعالى صورت مى گيرد ، بطورى كه هيچ نقطه اى لغو و بيهوده نمى توان در آن مشاهده كرد بنا بر اين ، چگونه مى توان باور كرد كه اين جهان هستى بيش از گردبادى نيست كه تصادفا برميخزد و بدون حساب و نظم بخود مى پيچد و سپس فرو مى نشيند اين گونه تفكَّر تمامى اصول و قوانين حاكم بر جهان هستى را ناديده مى گيرد و در نهايت امر به انكار خويشتن منجرّ مى گردد .
٩٢ ، ٩٧ - قد أمهلوا فى طلب المخرج ، و هدوا سبيل المنهج ، و عمّروا مهل المستعتب و كشفت عنهم سدف الرّيب و خلَّوا لمضمار الجياد ، و رويّة الارتياد ، و أناة المقتبس المرتاد فى مدّة الأجل و مضطرب المهل ( انسانها در اين دنيا براى پيدا كردن راه نجات مهلت داده شده و به راه روشن ارشاد شدهاند . براى آنان در اين زندگانى مهلتى داده شده است كه مى توانند رضاى خدا را جلب و از توبيخ او رها شوند . [ خداوند سبحان بوسيلهء حجّت و برهان به انسانها در اين دنيا لطف فرموده است ] تا ظلمات شبهه و ترديد از آنان مرتفع گشته و ميدان سبقت در خيرات را براى آنان آماده و تفكَّر در رسيدن به بهترين مقاصد را براى آنان عنايت فرموده است .
[ خداوند سبحان براى انسانها ] قدرت تحمّل و شكيبائى جويندهء روشنائى براى