ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٧ - ترجمهء خطبهء هشتاد و پنجم
مستندند ] سراغ نداريم ، با عنايت كردن نيروى دريافت حقيقت عدل و زيبائى به انسانها كه مفاهيم فوق توزين و امتداد و اوّل و آخر و پيش و پس مى باشند ، منتفى مى سازد [١] . آيا كسانى كه قدرت تجريد يك واقعيّت بينهايت و بىاوّل و آخر را از همين جهان عينى طبيعى دارند ، نمى توانند هويّتى ديگر با صفات مزبور را دريافت نمايند قطعا اين مردم هم در حقيقت عدل و زيبائى و امثال آن واقعيّات ، مفاهيمى فوق محدوديّت و اوّل و آخر و پيش و پس و توزين را با نوعى علم حضورى اجمالى درك مى كنند بدون اين كه توانائى دريافت ذات عدل و زيبائى را داشته باشند . هم اينان مى توانند هويّت و موجودى با صفات مزبور را با نوعى علم حضورى اجمالى عالىتر دريافت نمايند - ١ . نهايت امر اينست كه چون براى دريافت اين هويّت عالى و اين موجود اقدس ، به صفا و تهذيب روحى و نورانيّت وجدانى احتياج دارند و اين امور هنوز ضرورت خود را براى آنان اثبات نكردهاند لذا عدم امكان دريافت حقيقتى يگانه و بىاوّل و آخر و فوق هر گونه امتداد و پيش و پس و قابليّت توزين را به اين ادّعا مستند مى دارند كه ما چنين حقيقتى را درك نمى كنيم و از اين « درك نمى كنيم » « بىاعتنائى به دلائل مثبت و اصول و ارزشهاى غير قابل انكار » را نتيجه مى گيرند ٣ ، ٨ - لا تقع الأوهام له على صفة ، و لا تعقد القلوب منه على كيفيّة و لا تناله التّجزئة و التّبعيض و لا تحيط به الأبصار و القلوب ( اوهام بشرى بوسيلهء توصيف از درك او ناتوان ، و دلهاى آدميان با تمركز
[١] . البتّه واضح است كه بجهت محدوديّت درك و شعور و ديگر استعدادهاى مغزى و روانى كه دامنگير انسانها است ، مانع از درك ذات اقدس ربوبى است ، چنانكه در منابع اسلام بطور فراوان گوشزد شده است .