ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٣ - روشنائى اميد چراغ راه او در زندگى است
و سلطهء او بر همهء اشياء و رويدادها است كه مفادش تصرّف دائمى خداوندى در عالم هستى است - ( يَسْئَلُه مَنْ فِي السَّماواتِ وَ ) [١] ( هر موقعى خداوند در كاريست ) .
( يَسْئَلُه مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) [٢] ( هر چه كه در آسمانها و زمين است ) .
[ فيض وجود خود را ] از خدا مى خواهد . و هيچ موجود و قانونى نمى تواند دست خداوندى را از فعّاليّت دائمى ببندد - < شعر > تو روا دارى روا باشد كه حقّ خود شود معزول از حكم سبق < / شعر > مولوى اين مضمون همان بيت است كه مرحوم حاج ملَّا هادى سبزوارى گفته است :
< شعر > أزمّة الأمور طرّا بيده و الكلّ مستمدّة من مدده < / شعر > [٣] ( عنان و اختيار همهء امور به دست خداوندى است و همهء امور از قدرت و اراده و مدد او استمداد مى نمايند ) .
تصديق اين حقيقت كه سببيّت همهء اسباب از خدا است و موجوديّت سوزندهء آتش در برابر سببسازى او ، تفاوتى با موجوديّت ( بَرْداً وَسَلاماً ) براى آتش ندارد ، براى خداشناسان واقعى بديهىتر از آن است كه نيازى به فكر و اثبات داشته باشد . بنا بر اين ، مى توان گفت : مطالبى را كه مولوى در بارهء خنثى شدن اثر دواهائى كه طبيبان در داستان « پادشاه و كنيزك » آورده بودند ، گفته است ، خنثى شدن واقعى دواها بجهت عدم تعليق تأثير دواها به مشيّت خداوندى بوده است -
[١] . الرّحمن آيهء ٢٩ .
[٢] . الرّحمن آيهء ٢٩ .
[٣] . منظومهء حاج ملَّا هادى سبزوارى .