ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٦ - مسئلهء سوم - آيا ذكر بايد مستند به اجازه باشد
< شعر > رسد آدمى بجائى كه بجز خدا نبيند بنگر كه تا چه حدّ است مكان آدميّت < / شعر > در اين حال مى تواند همهء شئون و پديدههاى زندگى خود را مانند ذكر مستقيم انجام بدهد ، ولى چند نفر مى توان پيدا كرد كه مانند امير المؤمنين عليه السّلام بگويد :
لم أعبد ربّا لم أره ( خدائى را كه نديده باشم نپرستيدهام ) ما رأيت شيئا ألَّا و رأيت الله معه ( من چيزى را نديدم مگر اين كه خدا را با آن ديدم ) با اين حال امير المؤمنين عليه السّلام با اين كه درون تزكيه شده و مباركش همواره بياد خدا بوده است ، به ذكر لفظى و جلىّ نيز بطور فراوان اهمّيّت مى داده است ، مانند ساير انبياء و ائمّه عليهم السّلام و اولياء . پس كسانى كه ذكر را در خصوص ذكر در درون منحصر مى نمايند ، سند صحيحى از منابع اسلامى ندارند ، بلكه دستور بخواندن دعاها و اذكار ادعاى آنانرا باطل مى نمايد .
مسئلهء سوم - آيا ذكر بايد مستند به اجازه باشد اگر مقصود از اين كه ذكر بايد به اجازه مستند بوده باشد ، اينست كه فهميدن عظمت معناى ذكر و ماهيّت و مختصّات روحى آن ، مانند ديگر حقائق عاليه احتياج به تعلَّم و تربيتشدن ، ضرورت آشنائى با مطالبى است كه در مباحث قبل در اين مورد متذكَّر شديم . و اگر منظور اينست كه ذكر خداوندى با داشتن شرائطى كه هر فردى مى تواند تحصيل كند ، باز احتياج به اجازه دارد ، بهيچ دليلى مستند نمى باشد ، چنانكه بوجود آمدن انسان در اين دنيا احتياجى به اجازهء هيچ كس حتّى پيامبران عظام و فرشتگان نداشته است و فقط مشيّت بالغهء خداوندى اجازهء اين خلقت را داده است ، همين طور براى