ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٥ - مسئلهء دوم - ذكر جلىّ و ذكر خفىّ
اين روايت معروف را با دقّت مطالعه كنيم كه از امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده است :
النَّاس كلَّهم هالكون إلَّا العالمون ، و العالمون كلَّهم هالكون إلَّا العاملون ، و العاملون كلَّهم هالكون إلَّا المخلصون و المخلصون على خطر عظيم ( همهء مردم در هلاكتند مگر علماء و علماء همه در هلاكتند مگر عمل كنندگان و عملكنندگان همه در هلاكتند مگر مخلصين و مخلصين در يك خطر بزرگ قرار گرفتهاند يا داراى شأن و مقامى والا مى باشند ) بنا بر اين ، ذكر خداوندى چه بطور آشكار و جلىّ با الفاظى كه قابل شنيدن است و چه با توجّهات و مراقبتهاى درونى مطلوب است - ( ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً ) [١] ( پروردگار خود را بخوانيد در حال كرنش و مخفيانه ) البتّه اگر مقصود از « خفيه » فقط پوشيده از ديگران نباشد . زيرا ذكر مستقيم است كه موجب تمركز انديشه و احساس بر معناى ذكر مى گردد و از اختلاط خيالات و آرزوها و تداعى معانىها و تجسيمهاى بىاساس جلوگيرى مى نمايد . هنگامى كه ذكر الله اكبر را با توجّه و آگاهى بمعناى آن و با احساس پذيرش و انجذاب بآن ، بزبان مى آوريم يا آنرا در درون خود خطور مى دهيم ، تموّج و حركت روح را بسوى انس و ارتباط با مقام ربوبى بخوبى احساس مى كنيم . در صورتى كه در كوشش براى معاش حلال مثلا اگر چه با آگاهى فوق باردار ذكر خداوندى است ، با اين حال ، بطور مستقيم حالت ذكر مستقيم را كه تموّج و حركت روح براى انس و ارتباط با خدا است ، در درون خود احساس نمى كنيم . البتّه اگر انسان موفّق شود كه -
[١] . الأعراف آيهء ٥٥ .