ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩ - اجل مطلق ، اجل مسمّى ، اجل مشروط يا اجل اخترامى
( هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَه ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ ) ( او خداوندى است كه شما را آفريده سپس نهايتى براى زندگى شما قرار داده است و اجلى معيّن در نزد اوست . سپس شما [ در امر خلقت ] شكّ و ترديد مى نمائيد ) .
همچنين در آيه ٩٩ از سوره الاسراء اجل بطور مطلق آمده است : ( وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلًا لا رَيْبَ فِيه ) ( و براى آنان اجلى قرار داده است كه شكَّى در آن نيست ) .
مقصود از مشكوك نبودن ، انقراض زندگى است ، نه وقت معيّن و مشخّص كه در قرآن با اصطلاح « مسمّى » بيان مى شود ، و در حدود ١٥ مورد اجل با قيد مسمّى وارد شده است كه بمعناى متعيّن و مشخّص است و در حدود ٨ مورد اجل با قيد عدم تقدّم و تأخّر آمده است . مانند آيه ٣٤ از سوره الاعراف : ( وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ) ( و هنگامى كه اجل آنان فرا رسيد ، ساعتى تأخير نمى كنند و ساعتى پيش نمى افتند ) .
اين نوع آيات را مى توان از گروه آياتى كه اجل را با قيد مسمّى آورده است ، محسوب نمود . امّا تقسيم اجل به سه قسم كه مادر عنوان مبحث قرار دادهايم ، با نظر به مجموع آيات و رواياتى است كه در « اجل » وارد شده است معناى اجل مطلق انقراض مدّت هر موجودى است كه وارد عالم خلقت گشته است و اشاره بر اينست كه : ( كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ ) [١] ( هر چيزى كه بر روى زمين است رو به زوال و فنا است ) .
[١] . الرّحمن ٢٧ .