ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٩ - حالا بايد ديد پايان آن زندگى كه با اشتراك چند مرد شروع مى شود و با دروغ و نيرنگ و پيمان شكنىها بجريان مى افتد و رسالت سيّد الانبياء را به استهزاء مى گيرد و با كمال صراحت به مقام پرستى اعتراف مى نمايد و با اسافل اعضاء به تضمين چنين زندگى مى پردازد ، بكجا منتهى مى گردد
در همان جنگ كشته مى شد و امروز مورد مسخره و اهانت عمرو عاص قرار نمى گرفت . چه اهانت و مسخره اى بالاتر از اين كه عمرو عاص مى گويد : اى كاش وجود تو و زندگى تو در راه تشديد بغض و عداوتى كه من و همراهانم به سركردگى معاويه به على بن ابي طالب داشتيم قربانى مى شد و ما مى توانستيم از مرگ تو استفاده كنيم و ضمنا وعدهء بهشت هم به عائشه مى دهد كه يعنى من و همراهانم با تو عداوت نداشتيم ، زيرا مى دانستيم كه به بهشت خواهى رفت اگر عمرو عاص اعتقاد به بهشت و جهنّم داشت ، براى بدست آوردن مقام در اين دنياى چند روز ، حكومت بر حقّ امير المؤمنين ( ع ) را كه نسبتش با پيامبر اكرم ( ص ) نسبت هارون به موسى بود و به اضافهء نصوص صريح پيامبر در بارهء شايستگى قطعى امير المؤمنين به زمامدارى ، با اغتشاش و اخلالگرىهاى رنگارنگ دچار آن همه گرفتارىها نمى كرد و به بهانهء خونخواهى عثمان كه قطعا دست او و معاويه اش به آن آلوده بوده است جوامع اسلامى را بآن روز سياه نمى نشاند و دهها هزار مسلمان را بخاك و خون نمى ريخت . واقعا مقدارى در اين مسئله بينديشيم كه سياستبازان حرفه اى در موقع مقتضى قسمت كنندهء بهشت و جهنّم هم ميشوند مثل اين كه عمرو در تقسيم بهشت و جهنّم اشتباه هم كرده بود ، و همهء بهشت را به ديگران داده بود و بدانگونه كه داستان مردنش را از ابن عبّاس شنيديم براى خود حتّى بقدر نشستن يك بشر در زمين بهشت اختصاص نداده بود . البتّه چون اين سياست بازان حرفه اى خيلى ايثارگر تشريف دارند ، لذا بهشت و نجات ابدى را هم به مردم مى بخشند و خود را از رحمت الهى و بهشت دور ميكنند يادت به خير مولوى - < شعر > چشم باز و گوش باز و اين عما حيرتم از چشم بندى خدا < / شعر > از كلام فوق معلوم مى شود كه اين مقام پرست ضدّ انسان اگر مى توانست جنگى بر پا كند كه همهء مهاجرين و انصار و صدها سلمان و ابو ذر و عمّار شهيد شوند ، تا عمرو عاص بتواند بهانه اى براى كوبيدن شخصيّت امير المؤمنين