ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٣ - عوامل عبرت و آيات و علائم روشن در اين دنيا بحدّى وفور دارد كه جاى عذر براى كسى نمى ماند
عارض بوده باشد ، سخيفتر و نامعقولتر از احتمال اوّل است ، زيرا پذيرش عرض از خارج از ذات اگر براى تحصيل كمال و يا رفع نقص فرض شود ، با فرض اكمل بودن ذات پاك ربوبى به تناقض مى انجامد و اگر عروض عرض از خارج موجب نقص ذات باشد ، محال بودن اين عروض روشنتر از آن است كه نيازى به توضيح و اثبات داشته باشد .
٩ ، ١٢ - و منها : فاتّعظوا عباد اللَّه بالعبر النّوافع و اعتبروا بالآى السّواطع ، و ازدجروا بالنّذر البوالغ ، و انتفعوا بالذّكر و المواعظ [ و از جملهء اين خطبه ] : ( اى بندگان خداوندى از عبرتهاى نافع پند بگيريد و از آيات روشن الهى عبرت بيندوزيد ، و بتهديدهاى رسا و بالغ ، ممنوعيّت از پليديها را بپذيريد ، و از ذكر خداوندى و بياد او بودن و مواعظ بهره مند شويد ) .
عوامل عبرت و آيات و علائم روشن در اين دنيا بحدّى وفور دارد كه جاى عذر براى كسى نمى ماند آيا تحوّل و دگرگونى حالات جسمانى و روانى آدمى كه از چه مراحلى مى گذرد و چه نتائجى را در بر دارد ، داراى عوامل عبرت نيست ، آيا پشيمانى از دست دادن فرصتهاى سازنده عامل عبرت نيست آيا شكستن تصميمها و بر باد رفتن اميدها و آرزوها موجب عبرت نيستند آيا تأسّفهاى دردناك ناشى از فريب خوردن از ظواهر آراستهء عارى از حقيقت نمى توانند وسيلهء عبرت باشند آيا تلخى مصائب و ناگواريهاى جهل و غفلت نبايد حسّ عبرتگيرى انسانها را بيدار كند آيا در بروز رويدادهاى محاسبه نشده كه پستها را بالا و بالاها را به پستىها مى كشانند ، عبرت بيدار كننده وجود ندارد بنا بر اين ، چه شگفت انگيز است خشونت و قساوت دلهاى ما كه از اين همه عوامل عبرت