ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٤ - عوامل عبرت و آيات و علائم روشن در اين دنيا بحدّى وفور دارد كه جاى عذر براى كسى نمى ماند
و بيدارى پندى نمى گيريم و حال خود را اصلاح نمى نمائيم . آيا سرتاسر جهان هستى آيات روشن الهى نيست آيا قانون و حركت و انواع دگرگونىها نمى توانند وجود يك مشيّت بالغه و حكمت عاليه را در هستى اثبات نمايند آيا براى بيدار شدن از خوابگران غفلت و توجّه به قانون عمل و عكس العمل ، وجدان و عقل و پيامبران الهى كافى نيست همهء ما مى دانيم كه پاسخ همهء اين سئوالات مثبت است و هيچ كس توانائى دادن پاسخ منفى باين سئوالات را ندارد . سرپوش گذاشتن بر همهء اين آيات و علائم روشن و ناديده گرفتن آن همه عوامل عبرت سودمند ، هيچ علَّتى جز اين نمى تواند داشته باشد كه آدمى خود حقيقىاش را گم كرده و با خود مجازى زندگى ميكند . اينست علَّت اساسى اين همه مستىها و ناهشياريها و پوشاندن حقايق .
١٤ ، ١٩ - فكأن قد علقتكم مخالب المنيّة ، و انقطعت منكم علائق الأمنيّة ، و دهمتكم مفظعات الأمور ، و السّياقة إلى الورد المورود ، لكلّ نفس معها سائق و شهيد ، سائق يسوقها إلى محشرها و شاهد يشهد عليها بعملها ( نزديك است [ گويى ] : كه چنگالهاى مرگ در زندگى شما فرو رفته و علائق و آرزوها و اميدها از شما بريده است ، و ناگوارترين و شديدترين حوادث پايان حيات بر سر شما تاختن گرفته ، و به عرصهء محشر [ پيشگاه خداوندى ] وارد شدهايد ، جايگاه و روزى كه براى هر انسانى فرشته اى موكَّل است كه راننده و كشنده ايست و شهادت دهنده ، راننده ايست كه او را به پيشگاه خداوندى مى كشاند و شاهدى است كه بر همهء شئون حيات دنيوى وى شهادت خواهد داد ) .