ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٢ - حقيقت صفات خداوندى فوق تصوّرات ما و وراى كيفيّتها است
را توضيح دهد از چند جهت اسناد كيفيّت به خداوند متعال امكانپذير نيست : جهت يكم - هر چند كه ماهيّت كيفيّت معقولتر و فوق محسوسات باشد ، باز هويّت خاصىّ را كه محدود به خويشتن است ، دارا ميباشد . وقتى كه عدالت را با كيفيّتى از « زيبائى » مثلا در نظر مى گيريم ، بدون ترديد ، معنائى كه از زيبائى مفهوم مى شود ، يك معناى محدود به خويشتن است و لازمهء آن عبارتست از انقسام عدالت به : عدالت زيبا و عدالت نازيبا [ بهر معنى كه باشد اعمّ از زشت و بيطرف ] و چنين انقسامى در ذات اقدس ربوبى كه معروض كيفيّتى خاصّ فرض شده است ، امكان ناپذير است . توضيح اين كه مثلا عدالت را كيفيّتى از ذات خداوندى فرض كنيم ، چون تمام ذات خداوندى كيفيّت عدالت نيست ، بالضّروره ذات بارى به دو هويّت يا دو بعد و جهت تقسيم مى گردد : عادل و غير عادل : جهت دوم - همان استدلال كه در بارهء محال بودن توصيف خداوندى آورديم كه موجب مغايرت و تركبّ ذات و صفت ميباشد ، در بحث اسناد كيفيّت بر خداوند نيز جريان دارد .
جهت سوم - كيفيّت عبارت از هيئت يا نمود بمعناى عمومى آن است كه يكى از اعراض محسوب مى گردد . اين عرض يا بايد از ذات معروض ناشى شود و يا از خارج از ذات معروض و هيچ يك از اين دو نوع عرض در بارهء خدا صحيح نيست ، زيرا ذات خداوند سبحان بهيچ وجه قابل تحليل به دو شيئى بعنوان جوهر و عرض يا معروض و عرض نمى باشد ، زيرا در معناى عرض همواره وابستگى به معروض وجود دارد ، و چون ذات اقدس ربوبى قائم به ذات و به اصطلاح « وجود بنفسه » ميباشد و وجود بنفسه اكمل از « وجود فى نفسه » است كه عرض ناميده مى شود ، لذا تصور حقيقتى وابسته در وجود خدا با تصوّر حقيقتى ناقص در آن موجود اعلا و اكمل مساوى خواهد بود .
و امّا اين كه عرض از يك عامل يا حقيقتى خارج از ذات ربوبى بر آن ذات اقدس