ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦١ - آن تقواى الهى كه همهء نقصها و عيوب را منتفى مى سازد و راه كمال را پيش پاى آدمى هموار مى نمايد
هاى همنوعان تبهكار خود در امان ميباشد و رويدادهاى آينده ، به شكل تصادف - هاى كوبنده سدّ راه حركتش نمى شوند و او را در بهت و تحيّر كلافه نمى كنند .
بهمين جهت است كه اين مضمون « هر كس كه جانب احتياط را گرفت راه نجات پيش پاى او باز مى شود » در روايات متعدّدى آمده است . بنا بر اين ، معناى اين كه « تقوى بورزيد » يعنى حقيقت را بشنويد و بآن عمل كنيد و گناه را گناه بدانيد و باجدّيّت هر چه تمامتر در پاك كردن آن از درون كوشا باشيد .
احتياط و حسابگرى را پيشه كنيد .
٤ - بيم و هراس از عواقب وخيم بىهدفى و بىاعتنائى به اصول و ارزشهاى انسانى از مؤثّرترين عوامل صيانت ذات از آلودگىها و بيهوده گرائىها است . اگر در اين مقام مقدارى توقّف كنيم و درست بينديشيم خواهيم ديد كه دشمنان تبهكار تقوى و فضيلت و رشد و كمال انسانى ، خطرناكترين كارى را كه براى بدست آوردن مقاصد خود در تاريخ انجام دادهاند ، همانا منتفى ساختن پديدهء ترس از رفتار ضدّ اخلاق و معنويّات بوده است كه بوسيلهء مغالطهها و سفسطههاى ضدّ حقيقت ، فرياد برآوردهاند كه « انسانها را نترسانيد » ، « انسانها را نگران نكنيد » ، « انسانها را ناتوان نسازيد » اين جملات حقيقتى را در بردارند و باطلى . حقيقتى را كه در بردارند ، تقويت و تشجيع مردم در زندگى است كه بدون ترديد از عاليترين عوامل زندگى شرافتمندانه است ، بهمين جهت بوده است كه مى توان گفت : همهء حكماء و انسانشناسان شجاعت را يكى از صفات انسانى معرّفى نمودهاند . امّا باطلى كه در جملات فوق وجود دارد ، اينست كه شجاعت و قدرت را تا حدّ بىپروائى به تقوى و فضليت و رشد شخصيّت تعميم داده و بىباكى از سقوط در منجلاب هوى و هوسهاى حيوانى و خودخواهىهاى شيطانى را شجاعت ناميدهاند و از اين تعميم و نامگذارى اين قضيّهء كلَّيّه را هم نتيجه گرفتهاند كه : « هر كس جلَّادتر قهرمانتر » ضمنا تناقض آشكارى را هم از اين تعميم و نامگذارى هضم نمودند كه در دو