ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٦ - مقدّمه اى بر توضيح مختصّات آرزوهاى دور از موقعيّت منطقى در جملات امير المؤمنين عليه السّلام
< شعر > چون چنين رفتى بديدى صد گشاد چون شدى در ضدّ آن ديدى فساد < / شعر > ٦ - آرزوهاى دور و دراز بر نفوس ضعيف پيروز ميشوند و شخصيّت انسانى را در سايه هائى از واقعيّت نماهاى گسترده در زمانهاى دور سرگردان مى - نمايند . اين عشق و علاقه بر واقعيّتها جوشش استعدادهاى ذاتى شخصيّت را خاموش مى سازد و شخصيّت انسانى مانند درختى مى شود كه شاخهها و شكوفه - هاى آنرا قطع كنند و بجاى آنها چوبهاى خشك را به همان درخت بچسبانند ، اگر چه شكل و رنگ آن چوبهاى خشك خيلى زيباتر از شاخهها و شكوفه - هاى اصلى خود درخت بوده باشد . و اين زيبائى و جاذبه موجب ناپديد شدن شخصيّت از انسان و بايستىهاى آن مى گردد . اين مطلب در جملهء شمارهء ١٠ آمده است . در اين صورت آدمى خود را مى فريبد و ديگران نيز كه از وضع شخصيّت او اطَّلاعى ندارند گول آن چوبهاى خشك را مى خورند .
٧ - كوتاه بودن آرزوها يكى از سه عنصر زهد در اين دنيا است و عنصر دوم آن ، سپاس و شكر در موقع برخوردارى از نعمتها است و عنصر سوم آن ، خوددارى و پرهيز شديد از محرّمات ميباشد . مسلَّم است كه مقصود از كوتاهى آرزوها فقط كوتاهى زمانى نيست ، زيرا اگر موضوع آرزو امرى نامعقول بوده باشد ، هيچ تفاوتى ما بين يك دقيقه و يك قرن براى تباهى « خواستن » وجود ندارد و اگر آرزو بمعناى اشتياق و خواستن امرى معقول بوده باشد ، چه دقيقه و چه يك قرن ، اثرى در مطلوبيّت چنين آرزوئى ندارد . مبناى قضيّه اينست كه اگر آرزو و خواستن بطورى باشد كه بتواند روح آدمى را با كمالجوئى و حقيقتطلبى شاداب و با طراوت بسازد ، قطعا اين آرزو مطلوب و دليل صفا و كمال طلبى روح است ، اين مطلب در پاسخ امير المؤمنين عليه السّلام از سخن مردى كه در يكى از جهادها در خدمت امير المؤمنين ( ع ) گفت كه « اى كاش فلان دوست ما امروز با ما بود » آن حضرت فرمودند : آيا ميل و خواست آن دوست با ما است ، آن مرد پاسخ داد : آرى ، يا امير المؤمنين . آن حضرت