ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥١ - در اين دنيا براى انسانها مهلت داده شده ، براه روشن هدايت گشته و پرده از روى عوامل ترديد برداشته شده است
تحصيل سعادت را در مدّت عمر و نوسانات آن مهلتها ، عطا كرده است ) .
در اين دنيا براى انسانها مهلت داده شده ، براه روشن هدايت گشته و پرده از روى عوامل ترديد برداشته شده است < شعر > بر لب بحر فنا منتظريم اى ساقى فرصتى دان كه ز لب تا به دهان اين همه نيست < / شعر > حافظ براى انسان هشيار و متحرّك كه اين دنيا را با ديدهء خرد مى نگرد ، آگاهى يك لحظه براى بستن بار سفر در حركتى كه پيش گرفته است ، كافى است و براى انسان مست و ناهشيار كه بجاى حركت به پيش در اين دنيا دور خود مى پيچد ، طولانىترين عمر هم نمى تواند او را بخود آورده ، از مهلت عمر طولانى استفاده كرده و بداند كه بكجا مى رود و در اين مهلت چه ذخيره اى را مى تواند براى خود بيندوزد . براى رهائى از تنگناى بلا تكليفى در اين زندگى يك لحظه هم كار ساز است - < شعر > هنگام تنگدستى در عيش كوش و مستى كاين كيمياى هستى قارون كند گدا را < / شعر > مگر نه اينست كه بزرگترين گامها در راه كشف مجهولات با جهشهاى فكرى لحظه اى برداشته شده است . مدّت زمانى را بارقههاى فكرى آدميزاد اشغال مى نمايد ، ماه و روز و ساعتها و ساعت و بلكه دقايق هم نيست ، بلكه گاهى بارقه اى يك يا دو ثانيه بوده است كه سرنوشت يك انسان را تعيين مى نمايد . همين بارقههاى چند ثانيه اى بوده است كه مقدّماتى را كه در ذهن يك متفكَّر در طول ساليان بوجود مى آيد به نتيجه مى رساند . همين تفكَّر در ساعت يا چند ساعت بسيار محدودى بود كه حرّ بن يزيد رياحى را از صف اشقياى تاريخ برميدارد و در رديف عاليترين شهداى راه انسانيّت وابسته به خدا قرار مى دهد . بنا بر اين ، آدمى نمى تواند اندك بودن زمان براى بيدارى و وصول به حقيقت را بهانه اى