ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٢ - نتائج تباه كنندهء حسد كه دامنگير فرد و اجتماع مى گردد
را فريب دادهايم و بدينوسيله حجابى ما بين خود و واقعيّتها بوجود آوردهايم .
شايد در تفسير اين امور شرمآور كلمات حسد و حسادت و حسود بكار ببريم ، بعضى از اشخاص بگويند : « ما در تفسير و تحليل نابسامانىهاى تاريخ بشرى درس اخلاق نمى خوانيم و بايد در اين تفسير و تحليل از روش علمى استفاده كرد . بنا بر اين ، ما هم براى رضايت خاطر اين اعتراض كنندگان از كلمات حسد و مشتقّات آن ، استفاده نمى كنيم و اصطلاحى را بكار مى بريم كه از ديدگاه علمى مورد اعتراض قرار نگيرد . و مى گوئيم : آن همه حقّ كشىها و جنگ و خونريزيهاى بنا حقّ ، از يك ريشهء بسيار زهرآگين سرچشمه مى گيرد كه خودخواهى ناميده مى شود . اين خودخواهى ناشى از انحراف در شناخت و ارزيابى اساسىترين اصل حيات كه » صيانت ذات « ناميده مى شود سرچشمه مى گيرد . آيا مى توانيد كسى را پيدا كنيد كه از شئون و مختصّات و رفتار انسانى تا حدودى اطَّلاع داشته باشد و به انكار اين حقيقت كه گفتيم برخيزد زيرا حسادت همان خود - خواهى پليد است كه با خوردن و تباه كردن خويشتن ، در صدد خوردن و تباه كردن ديگران برمى آيد . البتّه خودخواهى در اشكال مختلفى بروز مى كند ، مانند سودجوئى مادّى ، انحصار طلبى ، شهرت پرستى ، محبوبيّت پرستى ، هوى پرستى و غير ذلك و يكى از اشكال اين خودخواهى حسادت است كه ضدّيّت با كسانى را كه داراى امتيازى هستند بازگو مى كند حسد و غبطه و مسابقه
حسد و غبطه و مسابقه حسد
حسد چنانكه از تعريفات علماى اخلاق برمى آيد ، عبارتست از خواستن آرزوى شديد زوال امتياز و نعمتى كه نصيب محسود شده است فقط از آن جهت كه امتيازى است براى شخص محسود . اين تعريف اعمّ از آن است كه باضافهء خواستن و آرزوى شديد زوال امتياز و نعمت از محسود همراه با اين باشد كه همان امتياز را شخص حسود دارا شود و اين كه فقط امتياز از آن