ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٠ - غلبهء خداوندى بر همهء اشياء
انتخاب هدفها و وسيلهها داده است ، روشن مى گردد . و هنگامى كه بشر با استفاده از نيروى اختيار در مسيرى مخالف خواستهء خداوندى قدم برميدارد ، شبيه باين است كه در برابر ارادهء خداوندى مقاومت نموده است . و با توجّه به اين كه تخلَّف از ارادهء تكوينى خداوندى امكان ناپذير است ، قطعا مقصود امام عليه السّلام ارادهء تشريعى است كه بمعناى خواستن و بيان صلاح و فساد انسان است كه خود بايد با كمال علم و اختيار براى توجيه « حيات معقول » خود ، آن دو را در نظر بگيرد . وقتى كه بشر با علم به خواستهء تشريعى خداوندى كه همواره متعلَّق به رشد و صلاح انسانى است ، با اختيارى كه دارد ، راه فساد و ركود را پيش مى گيرد ، در برابر آن خواستهء تشريعى امتناع مى ورزد . و خلاصه فرمودهء امام با نظر به دلائل عقلانى و ديگر منابع اسلامى ، رهائى و آزادى انسان در ساختن « حيات معقول » خويشتن است ، نه اين كه خداوند در كارهاى اختيارى انسانها قدرت و سلطه اى ندارد . البتّه اين تفسير مبنى بر اينست كه مقصود از ما خلق انسان باشد و الَّا بايد گفت در نقل كلمات روايت اشتباهى صورت گرفته است . مولوى در ديوان شمس اين معنى را بسيار زيبا مطرح نموده است .
< شعر > كجا خواهى ز چنگ ما بريدن كه داند دام قدرت را دريدن چو پايت نيست تا از ما گريزى بنه گردن رها كن سر كشيدن دوان شو سوى شيرينى ز غوره بباطن گر همى دانى دويدن رسن را مى گزى اى صيد بسته نبرّد اين رسن هيچ از گزيدن نمى بينى سرت اندر زه ما است كمانى بايدت از زه خميدن چه جفته مى زنى كز بار رستم يكى دم هشتمت بهر چريدن دل دريا ز بيم و هيبت ما همى جوشد ز موج و از طپيدن كه سنگين اگر آن زخم يابد ز بند ما نيارد بر جهيدن فلك را تا نگويد امر ما بس بگرد خاك ما بايد تنيدن < / شعر > در يكى از آيات قرآن مجيد مى فرمايد :