ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٥ - نتائج تباه كنندهء حسد كه دامنگير فرد و اجتماع مى گردد
متعدّد در بارهء رواياتى كه آورديم مى توان مطرح نمود كه ما مقدارى از آنها را متذكَّر مى شويم : ١ - در روايت معاوية بن وهب صريحا آمده است كه حسادت آفت دين است . يعنى حسادت نه تنها با دين سازگار نيست ، بلكه مختلّ كنندهء دين نيز ميباشد ، زيرا اوّلا چنانكه در روايت داود رقّىّ آمده است ، حسادت اعتراض به قسمت خداوندى است كه براى مردم بطور مختلف داده است . [ البته بحث ما در باره يغماگران حقوق و اموال مردم نيست ، يعنى لازمهء مبارزه با حسد تصديق تاراجگرىهاى از خدا بىخبران ضدّ انسان نيست ] .
٢ - در روايت داود رقّىّ پس از آنكه خداوند حضرت موسى بن عمران ( عليه السّلام ) را دستور اكيد مى دهد كه به كسانى كه فضل و احسان نمودهام ، حسادت مكن و چشم بسوى آنان از روى خودخورى دراز مكن و نفس خود را به دنبال آن فضل و احسانى كه بآنان نمودهام مينداز ، مى فرمايد : « انسان حسود از من نيست و من هم از حسود نيستم » اين جمله از طرف خداوندى در حقيقت اعلان قطع رابطه ما بين حسود و خدا است كه خود حسود علَّت اين قطع رابطه بوده است .
٣ - در روايت محمّد بن مسلم از امام محمّد باقر عليه السّلام چنين است كه حسد از اصول كفر است ، زيرا حسود چه بداند و چه نداند ، با مشيّت بالغهء خداوندى مبارزه ميكند .
نتائج تباه كنندهء حسد كه دامنگير فرد و اجتماع مى گردد نخست بايد ريشهء اين بيمارى مستند به اختيار را در نظر بگيريم و ببينيم اين بيمارى قبيح از كجا ناشى مى شود . بنظر مى رسد اين صفت كثيف از دو ريشهء مهمّ سر مى كشد : ريشهء يكم - شكست و انحراف در موضوع « صيانت ذات و ارزيابى آن » وقتى كه آدمى در موضوع مزبور كه تنظيم و تعديلش اصل الاصول