ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٧ - مبدء و مسير و پايان حركت طبيعى انسان
عيش و طربش و با تفكَّرات خام در بارهء نيازهايش . [ اين غافل مست براى زندگى خود ] هيچ مصيبتى را احتمال نمى دهد و بحساب نمى آورد و هيچ ترسى او را به خشوع وادار نمى سازد . [ با اين غفلت تباه كننده ] در فتنه و لغزش فريبندهء خود ديده از اين جهان بر مى بندد در حالى كه زندگى او در زمانى محدود و ناچيز در لغزش سپرى گشته ، نه نتيجه اى از نعمتهاى خدادادى گرفت و نه فريضهء لازم را بجاى آورد . ) مبدء و مسير و پايان حركت طبيعى انسان اين انسان همان مسافر اسرارآميزى است كه تفكَّر در مبدء و مسير و پايان و هدف سفر او ، شگفتى هر متفكَّرى را برانگيخته است . او از آغاز بىسابقهء عالم هستى در اشكال گوناگونى از وجود براه افتاده ، بىتوقّف و بىامان بحركت خود ادامه مى دهد . خداوند بوجود آورنده و براه اندازندهء اين مسافر نخست پيش از براه انداختن وى مادّه را با حكمت بالغهء خود باز نموده و آنرا در مجراى تحوّلات قرار مى دهد و در برهه اى از زمان كرهء زمين را در گوشه اى از فضاى بسيار پهناور بصورت نخستين جايگاه نشأت اين مسافر در مى آورد . اين مادر اوّليّه بدون اين كه بداند بعدها با دست فرزندانى كه در درون خود مى پروراند ، چه غوغا و حوادثى در دامان او بوجود خواهند آورد و چه آتشها كه در آغوش او شعله ور خواهند ساخت و چگونه مناظر طبيعى زيباى او را با دودها و شعلههاى خودخواهىها به خاكستر مبدّل خواهند كرد ، دوران آبستنى خود را مى گذراند . اين پايتخت بسيار با ارزش كيهان بزرگ از سرنوشت آيندهء معادن و سرمايههاى عظيم نهفته در درونش كه مانند خون در مسير شير شدن براى تغذيهء فرزندانش مى پروراند ، اطَّلاعى ندارد كه چگونه آن موادّ حياتبخش فردا بصورت اسلحهء سوزان در دست فرزندانش در آمده با عربدههاى « ما تكامل يافتهايم » ، « ما سرفصل تكامليم » ، « ما اشرف