ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٢ - آيا كمال مطلق فى نفسه بىنهايت بمعناى اصطلاحى آن است و آيا مسير و حركت انسان بسوى كمال بىنهايت است
آيا كمال مطلق فى نفسه بىنهايت بمعناى اصطلاحى آن است و آيا مسير و حركت انسان بسوى كمال بىنهايت است اگر چه مى توان گفت : حكماى عاليقدر اين مسئلهء با اهمّيّت را از نظر دور نداشتهاند و قاعدتا براى هر متفكَّر هستىشناس و حكيم چنين مسئلهء مهمّى مطرح بوده است ، ولى بحث و بررسى آن را بعنوان يك مسئلهء مستقلّ كه قطعا بايد در حكمت الهى مطرح شود ، مورد توجّه قرار ندادهاند ، لذا براى شناخت نظريّات آنان در اين مسائل بايستى فصول و ابواب مختلفى از هستىشناسى و حكمت را پيگيرى نمود . و بهر حال ، اين مسئله بطور جدّى بايد مطرح گردد و در معرض افكار صاحبنظران قرار بگيرد . مى گوئيم : مفهوم بىنهايتى كه براى كمال مطلق ( خدا ) نسبت مى دهيم قطعا با آن مفهوم بىنهايتى كه ما از زمان و عدد و فضا و امور قابل شدّت و ديگر موضوعات داراى امتداد و كشش و بعد كه در ذهن خود مى آوريم متفاوت است .
براى تسهيل بحث و عدم تكرار كلمات ، بىنهايت منسوب به كمال مطلق را بىنهايت اوّل نامگذارى مى كنيم و بىنهايت منسوب به زمان و عدد و فضا و امور قابل شدّت و ديگر موضوعات داراى امتداد و كشش و بعد را ، بىنهايت دوم مى گوئيم . با نظر به ماهيّت و خواصّ بىنهايت دوم ، يقينى است كه قابل تطبيق يا قابل حمل به كمال مطلق نمى باشد ، زيرا همهء انواع و اصناف اين امور از مقولهء كمّى هستند كه قابل تجزيه و تركيب بوده و هر چه باشند ، بالاخره داراى نوعى بعد و مقدار مى باشند كه كم و زياد و تساوى در آنها راهيابى دارند و كمال مطلق فوق همهء ماهيّتهاى كمى و خواصّ آن ميباشد ، لذا بايد گفت : وقتى كه مى گوئيم : « كمال مطلق » حتما بايد هرگونه مفهوم كمّى و تجريد شده از امتدادها و كششها و بعدها و امور قابل تشديد را از ذهن خود دور كنيم . بنا بر اين بىنهايتى كه قابل تطبيق يا قابل حمل به كمال مطلق است ، بىنهايت اوّل ميباشد نه بىنهايت دوم . و بهمين ترتيب مسير و حركت