ترجمه و تفسير نهج البلاغه
(١)
خدا است بخشنده هر سود و امتياز و نفىكننده هر حادثه بزرگ و تنگناهاى حيات
٥ ص
(٢)
ستايش مطلق شايسته خدائيست كه در عواطف كرمش غوطه وريم
٦ ص
(٣)
نخست بندگى خداوند و سپس تحمّل بار سنگين رسالت
١٠ ص
(٤)
حكمت عاليه مثلهائى كه خداوند در قرآن براى انسانها آورده است
١٣ ص
(٥)
انواعى از تمثيل و تشبيه در قرآن
١٥ ص
(٦)
اجل مطلق ، اجل مسمّى ، اجل مشروط يا اجل اخترامى
١٨ ص
(٧)
به الطاف خداوندى كه در باره شما فرموده است ، توجّه نمائيد
٢٣ ص
(٨)
آيا شنيدهايد كه وَلِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ ( براى هر قومى هدايتكننده اى هست )
٢٦ ص
(٩)
بار ديگر در بارهء موجوديّت خويشتن بينديشيد
٢٩ ص
(١٠)
دنيائى كه علىّ بن ابي طالب عليه السّلام آنرا مى شناسد
٣٠ ص
(١١)
زيباييهاى دنيا
٣١ ص
(١٢)
آدمى همين كه بر پشت مركب پر زر و زيور دنيا قرار گرفت كه در ميدان خور و خواب و خشم و شهوت تاختن بگيرد ، اين مركب چموش چنان او را بر زمين مى زند كه گوئى براى سوار شدنش هرگز رام نشده بود
٣٦ ص
(١٣)
افراد و صفوف اين كاروان كه از آغاز زندگى آدم در اين دنيا براه افتادهاند ، بدون استثناء بدنبال هم راه زوال و فنا را پيش گرفتهاند
٣٩ ص
(١٤)
آيا اين انسان كه ديروز هيچ بوده و امروز نهادى بزرگتر از جهان بزرگ در درون خود دارد ، فردا نيست و نابود خواهد گشت
٤١ ص
(١٥)
چشمهاى بينائى آنانرا تحت نظاره قرار داده بينا و شنوا ، بينوا و ناتوان ، مكرپردازىها و آرزوها بريده ، دلها از سرور و وجد خالى ، اينست وضع انسانها در روز قيامت
٤٦ ص
(١٦)
اينست سير حتمى تو اى انسان ، گر تو نمى پسندى تغيير ده قضا را
٤٨ ص
(١٧)
در اين دنيا براى انسانها مهلت داده شده ، براه روشن هدايت گشته و پرده از روى عوامل ترديد برداشته شده است
٥١ ص
(١٨)
آن دل كه اين امثال و مواعظ را نپذيرد ، دل نيست ، بلكه زباله دانى است كه لحظه اى از كثافات و لجنها خالى نيست
٥٥ ص
(١٩)
آن تقواى الهى كه همهء نقصها و عيوب را منتفى مى سازد و راه كمال را پيش پاى آدمى هموار مى نمايد
٥٨ ص
(٢٠)
براى وصول بآن هدفى كه غرض و غايت زندگى است ، تقوى ضرورت دارد
٦٨ ص
(٢١)
علوم فراوان و انديشههاى دقيق براى شناخت حكمت بزرگ خلقت انسان لازم است
٧٤ ص
(٢٢)
در آرزوهاى بر باد فنا رفته و مهلتهاى ضايع گشته و تاختن مرگ ناخوانده بر سر گذشتگان درسهاى آموزنده اى است براى هشياران
٧٨ ص
(٢٣)
جوانى رو به پيرى و طراوت و شادابى رو به پژمردگى و گويائى رو به خاموشى و انس جمعى رو به تنهائى
٨١ ص
(٢٤)
حالا بكجا مى رود به ديار خاموشان ، آنجا كه يكتا پيراهنان خوابيدهاند
٨٣ ص
(٢٥)
آيا قوانين هستى كار خود را پس از سپردن لاشهء انسان بدست حشرات زيرزمينى در بارهء انسان بپايان رسانيده است
٨٥ ص
(٢٦)
بجاى آنكه از گذشتگانتان عبرت بگيريد ، راه آنها را در مى نورديد ، پس عقول و دلهاى شما كجا است
٨٧ ص
(٢٧)
هر انسان آگاهى كه در اين دنيا از خود طبيعى عبور كرده است ، در آغاز ابديّت از صراط هم عبور خواهد كرد
٩١ ص
(٢٨)
تفكَّر در درون ، تكاپو در اعضاء جسمانى و شببيدارى براى بيدارى عقل و وجدان
٩٣ ص
(٢٩)
روشنائى اميد چراغ راه او در زندگى است
٩٥ ص
(٣٠)
مسئلهء يكم - ذكر دائمى
١١٠ ص
(٣١)
مسئلهء دوم - ذكر جلىّ و ذكر خفىّ
١١٣ ص
(٣٢)
مسئلهء سوم - آيا ذكر بايد مستند به اجازه باشد
١١٦ ص
(٣٣)
مسئلهء چهارم - شرائط ذكر خداوندى
١١٧ ص
(٣٤)
خوف و هراس از پايان كار
١٢٢ ص
(٣٥)
موانع را از سر راه تكاپو براى كمال برداشتن
١٢٦ ص
(٣٦)
در حركت بسوى حيات ابدى معتدلترين راهها را برگزيدن
١٢٧ ص
(٣٧)
اقتصاد و قسط و وسط و اعتدال و سبقت بر خيرات
١٢٨ ص
(٣٨)
آيا كمال مطلق فى نفسه بىنهايت بمعناى اصطلاحى آن است و آيا مسير و حركت انسان بسوى كمال بىنهايت است
١٣٢ ص
(٣٩)
عوامل كبر و غرور دمار از روزگار حياتش در نياورد
١٣٦ ص
(٤٠)
امور ابهامانگيز و مشكوك نابينايتان نسازند
١٣٨ ص
(٤١)
فرح و شادى در بشارت رهائى از زنجير گرانبار زندگى دنيوى است و همواره به پيش نگريستن و حركت به پيش نمودن
١٤٠ ص
(٤٢)
براى تقوى كه عمل به اصل الاصول است اجتناب از آرايشها و اغواهاى شيطان مطرود ضرورت دارد
١٤٤ ص
(٤٣)
مبدء و مسير و پايان حركت طبيعى انسان
١٤٧ ص
(٤٤)
مسافر در منزلگه مرگ
١٥٣ ص
(٤٥)
مى پوشانند و بر مركب چوبين سوارش مى كنند و مى برند
١٥٦ ص
(٤٦)
در پايان كار ، سرنوشت نهائى انسان تبهكار ، دوزخى است كه آتشش را از همين زندگى دنيوى بآن جايگاه عذاب دردناك فرستاده است
١٥٩ ص
(٤٧)
بار ديگر در حيات خود بينديشيد و با مشاهدهء سرنوشت ديگران ، بدانيد چه مى كنيد
١٦١ ص
(٤٨)
بكجا مى رويد علَّت غرور شما چيست رو بكدامين پناهگاه مى بريد
١٦٤ ص
(٤٩)
ترجمهء خطبهء هشتاد و چهارم
١٦٧ ص
(٥٠)
دروغ وقيح براى چند روز خوشگذرانى و حفظ جاه و مقام
١٧٣ ص
(٥١)
دروغ مى گويد ، يعنى چه
١٧٥ ص
(٥٢)
شوخى و مزاحبازى ، دروغ و افترائى بود كه عمرو بن العاص در بارهء امير المؤمنين ( ع ) گفته بود
١٧٨ ص
(٥٣)
قهرمان قهرمانان با اسافل اعضايش زندگى خود را تضمين مى كند
١٨٤ ص
(٥٤)
حالا بايد ديد پايان آن زندگى كه با اشتراك چند مرد شروع مى شود و با دروغ و نيرنگ و پيمان شكنىها بجريان مى افتد و رسالت سيّد الانبياء را به استهزاء مى گيرد و با كمال صراحت به مقام پرستى اعتراف مى نمايد و با اسافل اعضاء به تضمين چنين زندگى مى پردازد ، بكجا منتهى مى گردد
١٨٥ ص
(٥٥)
در اين دنيا كه صحنهء بزرگى براى مسابقه است ، سه گروه از انسانها براى سبقت تلاش مى نمايند اهل حقّ با همديگر ، اهل باطل با همديگر ، اهل حقّ با اهل باطل
١٩٠ ص
(٥٦)
نقش اكثريّت در توجيه حيات مردم معمولى همانند نقش گذشت زمان و جمودى است كه يك مكتب را از اعتراض و انتقاد بركنار ميكند
١٩٤ ص
(٥٧)
هر اندازه كه ابعاد باطل تنوّع و شدّت بيشترى از خود نشان بدهند ، حقّ نيز در برابر آن عظمت و كمال متنوّعتر و عاليترى را بروز مى دهد
٢٠٢ ص
(٥٨)
آيا عمرو بن عاص نمى داند حقيقت چيست
٢٠٥ ص
(٥٩)
انديشهء صحيح در بارهء مرگ مانع از شوخى و بازيگرى در اين دنيا است
٢٠٨ ص
(٦٠)
عمرو بن العاص شعله ور كنندهء آتش خودكامگىهاى معاويه نيازى به حقّگوئى ندارد ، زيرا آخرت براى او مطرح نيست
٢١١ ص
(٦١)
ترجمهء خطبهء هشتاد و پنجم
٢١٤ ص
(٦٢)
حقيقت صفات خداوندى فوق تصوّرات ما و وراى كيفيّتها است
٢١٨ ص
(٦٣)
عوامل عبرت و آيات و علائم روشن در اين دنيا بحدّى وفور دارد كه جاى عذر براى كسى نمى ماند
٢٢٣ ص
(٦٤)
بار ديگر به چنگالهاى مرگ و بريده شدن تدريجى علائق و شروع رگبار حوادث ناگوار و سرنوشت نهائى خود بنگريد
٢٢٥ ص
(٦٥)
در روز قيامت مأمورى است موكَّل به كشاندن انسانها براى حساب و شاهدى است براى شهادت بهر چه كه در زندگى دنيوى انجام دادهاند
٢٢٨ ص
(٦٦)
ترجمهء خطبهء هشتاد و ششم
٢٣٣ ص
(٦٧)
غلبهء خداوندى بر همهء اشياء
٢٣٧ ص
(٦٨)
اكثر مردم پيروزى و سلطهء مطلقهء خداوندى را نمى دانند
٢٤١ ص
(٦٩)
زمان محدود ، قدرت رو به زوال ، و حركت رو به هدف نهائى قطعى است
٢٤٣ ص
(٧٠)
عشق به كار پيش از آن كه نيروى كار از او گرفته شود و داستان شيخ حكيم و عارف بزرگ مرحوم آقا شيخ مرتضى طالقانى رحمة اللَّه عليه
٢٤٦ ص
(٧١)
كتابهاى ششگانه
٢٥٠ ص
(٧٢)
كتاب يكم - جهان هستى
٢٥١ ص
(٧٣)
كتاب دوم - جهان درون ذاتى
٢٥٤ ص
(٧٤)
كتاب سوم - كتب آسمانى
٢٥٦ ص
(٧٥)
كتاب چهارم - كتاب محو و اثبات
٢٥٨ ص
(٧٦)
مسئلهء يكم - ملاك اين كه يك نظريّه يا يك مطلب فاسد است چيست
٢٦٦ ص
(٧٧)
مسئلهء دوم - آيا بررسى محتويات كتب براى حفظ قانون فعّاليّت مغز و روان انسانى خلاف آزادى عقيده و بيان است
٢٦٧ ص
(٧٨)
مسئلهء سوم - آيا عموم كتابها براى حفظ قانون فعّاليّت مغز و روان بايد مورد بررسى قرار بگيرند
٢٧٠ ص
(٧٩)
هر گونه تحقيق و تفكَّر در بارهء انسان بدون كوچكترين قيد و شرط آزاد است ، ولى براى عرضه به افكار بشرى بايد از همهء جوانب مورد تحقيق و آزمايش قرار بگيرد و سپس در صورت صحّت نتائج به فضاى جامعه عرضه شود
٢٧٤ ص
(٨٠)
خداوند سبحان پيامبرش را بقدرى عمر عطا فرمود كه دين را براى او و شما تكميل فرمايد
٢٧٦ ص
(٨١)
من بيش از يك وعظ براى شما ندارم و آن اينست كه براى خدا قيام كنيد
٢٧٧ ص
(٨٢)
نفس خود را در اين چند روزگذران رها نكنيد و وادار به تحمّل و شكيبائى نمائيد
٢٨٢ ص
(٨٣)
مداهنه و تملَّق يكى از عوامل انحراف و افتادن در معصيت است
٢٨٦ ص
(٨٤)
2 - معصيت بخدا يعنى خيانت به خويشتن
٢٩٠ ص
(٨٥)
3 - آرزوى وصول بمقام آن كسى شايسته است كه دين او براى او سالم بوده باشد
٢٩٢ ص
(٨٦)
4 - زندگى ديگران مى تواند پند و اندرز مؤثّر بما بدهد و ما را سعادتمند بسازد
٢٩٣ ص
(٨٧)
5 - انسان شقىّ كسى است كه فريب هوى و غرور و عوامل فريبندهء خود را بخورد
٢٩٤ ص
(٨٨)
6 - ريا كارى شرك است
٢٩٦ ص
(٨٩)
7 - همنشينى با هوى پرستان بايد ترك شود
٢٩٧ ص
(٩٠)
8 - دروغ مگوئيد و راست بگوئيد
٢٩٩ ص
(٩١)
9 - از حسد اجتناب كنيد
٣٠٢ ص
(٩٢)
نتائج تباه كنندهء حسد كه دامنگير فرد و اجتماع مى گردد
٣٠٥ ص
(٩٣)
غبطه
٣١٣ ص
(٩٤)
مسابقه
٣١٤ ص
(٩٥)
نوع يكم
٣١٧ ص
(٩٦)
نوع دوم
٣١٩ ص
(٩٧)
10 - از عداوت و كينه توزى بپرهيزيد
٣٢١ ص
(٩٨)
عوامل بغض و عداوت ميان انسانها
٣٢٥ ص
(٩٩)
عامل يكم - شيطان
٣٢٧ ص
(١٠٠)
عامل دوم
٣٣٠ ص
(١٠١)
يك خطاى بزرگ در ذهن بشرى كه از محبّت و علاقه بر خويشتن ، بغض و عداوت بر ديگران را نتيجه مى گيرد
٣٣٨ ص
(١٠٢)
آرزوها
٣٤١ ص
(١٠٣)
خاصّيّت يكم - فراموشكارى و غفلت عقل در كارهاى خود
٣٤٢ ص
(١٠٤)
خاصّيّت دوم - آرزوهاى بىپايه انسان را از ذكر خداوندى غافل مى سازد
٣٤٣ ص
(١٠٥)
خاصّيّت سوم - خود فريبى است ، كسانى كه عمر خود را در آرزوها سپرى مى نمايند
٣٤٤ ص
(١٠٦)
مقدّمه اى بر توضيح مختصّات آرزوهاى دور از موقعيّت منطقى در جملات امير المؤمنين عليه السّلام
٣٤٩ ص
(١٠٧)
فهرست مطالب
٣٦٠ ص
(١٠٨)
فهرست آيات
٣٧٠ ص
(١٠٩)
فهرست روايات
٣٧٤ ص
(١١٠)
فهرست اشخاص
٣٧٧ ص
(١١١)
فهرست مآخذ و منابع
٣٨١ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص

ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٧ - چشمهاى بينائى آنانرا تحت نظاره قرار داده بينا و شنوا ، بينوا و ناتوان ، مكرپردازىها و آرزوها بريده ، دلها از سرور و وجد خالى ، اينست وضع انسانها در روز قيامت


آن روز مى فهمد كه همهء موجوديّت او با همهء اندوخته هايش مورد بينائى خداوندى است ، و الا خداوند متعال در زندگى دنيوى همهء موجوديّت و كردار و گفتار او را و حتّى ناچيزترين پديده اى كه در درونش بوجود مى آمد ، مى ديد و مى دانست امروز آن روزگار دنيوى نيست كه هر كجا مى نگريست طبيعتى بود و همنوعان وى ، و از ناديدن خداوند متعال مانند ساير محسوسات ، گمان مى كرد كه كسى او را نمى بيند و او در ملكى زندگى مى كند كه مالك ناظر ندارد و در خانه اى زندگى مى كند كه صاحب خانهء بينا و آگاه ندارد . احساس و بينائى او بىپرده در مى يابد كه در برابر خداوندى ايستاده است كه همهء اجزاء موجوديّت و همهء اندوخته‌هاى او را مى بيند و مى داند . در آن روزگار گذشته مى توانست خود را به ناشنوائى بزند و در برابر فرياد پيامبران و وجدان و آيات الهى در جهان هستى ، انگشتان بگوش نهاده و بگويد : صدائى نمى شنوم ولى امروز آن دوران سپرى گشته و احساس قدرت بر پوشيدن خود از واقعيّات ، محو گشته و نمى تواند فرياد عدل الهى را ناشنيده انگارد . از آن قدرت ناآگاهى كه در روزگار زندگى دنيوى همهء اصول و ارزشهاى انسانى و همهء دستورات خداوندى را زير پاى او مى انداخت و نابودش مى ساخت ، امروز اثرى و خبرى نيست . بينوا و ناتوان و درمانده . شرنگ جانگزاى اين درماندگى موقعى تلختر و شكنجه زاتر مى گردد كه طغيانگرىهاى جبّارانهء خود را در زندگانى دنيوى بياد بياورد . امروز همهء مكرپردازيها و نقشه كشىها و دو روئىها و دروغهائى كه زندگى دنيوى او را تشكيل مى داد ، از برابر چشمانش عبور مى كنند و عمر تباه شدهء او كه در تباه كردن خويشتن و بازىگرفتن زندگى ديگران بوسيلهء حيله گرىها سپرى شده است ، از برابر ديدگانش رژه مى روند ، او توانائى پوشانيدن حتّى يكى از آن تبهكاريها را ندارد ، زيرا روز قيامت است و جائى و وسيله اى براى حيله پردازى و مكَّارى نمانده ، واقعيّات روشن و حقايق آشكار و خود در برابر خدا .