ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٨ - بجاى آنكه از گذشتگانتان عبرت بگيريد ، راه آنها را در مى نورديد ، پس عقول و دلهاى شما كجا است
< شعر > سجده كرد و گفت كاين گاو سمين چاشت خوردت باشد اى شاه مهين وين بز از بهر ميانه روز را يخنئى باشد شه پيروز را و ان دگر خرگوش بهر شام هم شبچره اى شاه با لطف و كرم گفت اى روبه تو عدل افروختى اين چنين قسمت ز كه آموختى از كجا آموختى اين اى بزرگ گفت اى شاه جهان از حال گرگ گفت چون در عشق ما گشتى گرو هر سه را برگير و بستان و برو روبها چون جملگى ما را شدى چونت آزاريم چون تو ما شدى ما ترا و جمله اشكاران ترا پاى بر گردون هفتم نه برآ چون گرفتى عبرت از گرگ دنى پس تو روبه نيستى شير منى عاقل آن باشد كه عبرت گيرد از مرگ ياران در بلاى محترز روبه آن دم بر زبان صد شكر راند كه مرا شير از پس آن گرگ خواند گر مرا اوّل بفرمودى كه تو بخش كن اين را كه بردى جان از او پس سپاس او را كه ما را در جهان كرد پيدا از پس پيشينيان تا شنيديم آن سياستهاى حقّ بر قرون ماضيه اندر سبق تا كه ما از حال آن گرگان پيش همچو روبه پاس خود داريم بيش امّت مرحومه زين رو خواندمان آن رسول حقّ و صادق در بيان استخوان و پشم آن گرگان عيان بنگريد و پند گيريد اى مهان عاقل از سر بنهد اين هستى و باد چون شنيد انجام فرعونان و عاد ورنه بنهد ديگران از حال او عبرتى گيرند از اضلال او < / شعر > امير المؤمنين ( ع ) در جملات مورد تفسير مى فرمايد : « دلهاى شما از قساوت گرفته . دلهاى شما از حظَّ و نصيبى كه در اين زندگانى مى توانند بدست بياورند محروم مانده است » خشونت و قساوت دلها معلول توجيه تبهكاريهائى است كه با تكيه بر كردار و انديشهء گذشتگان بوجود مى آيد . حقيقت همين است كه هيچ عامل فسادى براى بشر مضرّتر و مفسدتر از اين نيست كه تباهىها و پليديهاى خود