ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٦ - آيا قوانين هستى كار خود را پس از سپردن لاشهء انسان بدست حشرات زيرزمينى در بارهء انسان بپايان رسانيده است
بسر آمد و مركب چند روزه را رها كرد ، زمان آگاهى به فعل و انفعالاتى كه در موقع زندگى داشته است فرا مى رسد . داد و فرياد اين كه : ( حَتَّى إِذا ، جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ) [١] ( آه ، پروردگار من ، مرا بار ديگر بزندگى سپرىشده برگردانيد ، تا در آنچه كه پشت سر گذاشتهام عمل صالح انجام بدهم ) بجائى نمى رسد ، پشيمانىها جز زجر و شكنجه پيش از فرا رسيدن روز بزرگ مسئوليّت نتيجهء ديگرى نمى دهد . پلها در پشت سر خراب ، راه برگشتن به عقب مسدود ، هيچ طريقى جز مسيرى كه در پيش رو تعيين شده است وجود ندارد .
پردهها برداشته شده ، آن اخبار غيبى كه در زندگى دنيوى به اين گوشش وارد و از آن ديگرى خارج شده بود ، آشكار گشته ، حقايقى كه شوخى تلقّى مى شد چهرهء جدّى خود را باز ، و واقعيّاتى كه بعنوان اساطير و افسانهها هضم نگشته استفراغ شده بود ، واقعيّت جدّى خود را به نمايش درميآورند .
١٦٧ ، ١٧٥ - أ و لستم أبناء القوم و الآباء و أخوانهم و الأقرباء تحتذون أمثلتهم ، و تركبون قدّتهم و تطئون جادّتهم فالقلوب قاسية عن حظَّها ، لاهية عن رشدها ، سالكة فى غير مضمارها كأنّ المعنىّ سواها ، و كأنّ الرّشد فى أحراز دنياها ( آيا شما زندگان فرزندان و پدران و برادران و خويشان آن خاك در رفتگان نيستيد كه از امثال رفتار آنان پيروى مى كنيد و بر مسير آنان سوار مى شويد و در جادّه اى كه آنها پيش گرفته بودند ، قدم بر مى داريد . آرى ، دلهاى شما را قساوت گرفته و از برخوردارى از حظَّ و نصيبى كه [ در اين
[١] . المؤمنون آيهء ٩٩ و ١٠٠ .