ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٥ - براى تقوى كه عمل به اصل الاصول است اجتناب از آرايشها و اغواهاى شيطان مطرود ضرورت دارد
مهلك كه يكى نفس امّاره و ديگرى شيطان مكَّار است ، با خاطرى آسوده نشسته و حقيقت را از ضدّ حقيقت ، واقعيّت را از دشمن واقعيّت مى جويد . پيالهء زرّين انديشه و تعقّل را دو دستى بر امواج خيالى سراب آبنما عرضه كرده و از آن امواج دروغين آبحيات معقول التماس مى نمايد سپس همان پيالهء خالى را بلبانش نزديك مى كند و تجسّم نيرومند آن امواج كه فقط در عالم خيال سر مى كشند ، تا مدّتى مست و ناهشيارش مى سازد ، تا آن گاه كه دست مرگ نقاب از جلو ديدگانش بردارد و در همان اوّلين لحظهء بخود آمدن بفهمد كه آن پياله از اوّل خالى بوده است . سرور متّقيان در جملات بالا به تلخترين لحظات قيامت كه روياروئى آدميزاد با شيطان است ، اشاره مى فرمايد كه پس از آنكه شيطان در امتداد عمر آدميزاد با اغوا و فريبكارىها و پاشيدن دانه براى انداختن وى در دام مهلك ، روزگارش را تباه ساخته است ، در موقع روياروئى با انسان ، سوزاننده ترين سخن را به او مى گويد كه : « مگر من ترا به سقوط و هلاكت مجبور ساخته بودم » .
( وَقالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ إِنَّ الله وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ ، ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ) [١] .
( و هنگامى كه امر زندگى دنيوى تمام شد ، شيطان به اولاد آدم مى گويد : خداوند بشما وعدهء حقّ داد و من بشما وعده كردم و تخلَّف نمودم و من بر شما سلطه اى نداشتم ، جز اين كه شما را دعوت [ به تباهىها ] نمودم و شما پذيرفتيد ، پس مرا ملامت نكنيد و خودتان را ملامت كنيد ، من [ امروز ] بفرياد شما نمى رسم و شما بفرياد من ، من به آن چه كه شما پيش از اين مرا در آن شركت و دخالت دادهايد ، منكرم . و قطعا براى ستمكاران عذاب دردناكى است ) .
[١] . ابراهيم آيهء ٢٢ .