ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٦ - مداهنه و تملَّق يكى از عوامل انحراف و افتادن در معصيت است
درون را از آن تاخت و تاز بعهده مى گيرد و در موقعى كه خود طبيعى مى خواهد درون را اشغال كند با اضطراب و سر و صدا به شخصيّت هشدار مى دهد .
حال تو كه از علم دفاع ميكنى ، در صدد پوشانيدن اضطرابات و ندامتها و صداهاى درونى برآمده و به خويشتن و ديگران تحليل علمى براه انداخته و ميگوئى : آن پديدهها جز تهديدات غرائز چيز ديگرى نيستند براى اثبات چنين مدّعاى بىاساس مجبور مى گردى كه اقدام به انكار شخصيّت از درون آدميان نمائى و با تبديل انسانها به حيوانها و « كس » ها به « چيز » ها علم را بحدّ نصاب برسانى ٤٠ ، ٤١ - و لا تداهنوا فيهجم بكم الإدهان على المعصية ( مداهنه و تملَّق و چاپلوسى نكنيد ، كه شما را به ارتكاب معصيت مى كشاند ) .
مداهنه و تملَّق يكى از عوامل انحراف و افتادن در معصيت است احتمال مى رود كه جملهء مورد تفسير مربوط به جملات سابق باشد كه مربوط به مهار كردن نفس است ، بنا بر اين ، معناى جمله چنين مى شود كه با نفس خويشتن مداهنه و تملَّق نكنيد ، كه شما را به معصيت مى كشاند و احتمال دوم اينست كه جملهء مستقلَّى در نهى از مداهنه بطور عموم بوده باشد كه شامل تملَّقگوئى به نفس خويشتن و به ديگران ميباشد . اصل مداهنه از دهن بمعناى روغن و چربى ميباشد و اين كلمه در تملَّق و سازش بىاساس و چاپلوسى بكار مى رود و هدف از آن تطبيق وضع و خواستههاى خويش با طرف مقابل است كه در فارسى چرب زبانى و چاپلوسى نيز گفته مى شود و اين پديدهء زشت ناشى از بىشخصيّتى و ناتوانى از ارزيابى اصول و ارزشها است . اگر مداهنه با نفس خويشتن بوده باشد ، بمعناى ناديده گرفتن قبح تمايلات و شهوات نفس