ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٠ - نوع دوم
كنندهها وعده بدهند كه : « بزك نميز بهار مى آيد ، كنبزه با خيار مياد » و نويسندگان هم در هنر نويسندگى به عاليترين اوج هنر خود برسند و از حيات انسانها صورتها و يا كاريكاتورهائى تأويل آدميان بدهند و سياستمداران حرفه اى و زمامداران قدرتپرست هم براى راكد ساختن چرخ اعتلاى روحى انسانها قدم بردارند و بهر حال ، بنظر مى رسد تا بروز يك دولت جهانى ما فوق طبيعى توقّع شركت همهء جوامع در مسابقهء دسته جمعى در خيرات در مسير « حيات معقول » توقّع بيجائى است كه هرگز به مرحلهء عمل نخواهد رسيد . با اين حال جاى ترديد براى هيچ كس نيست كه رواج مسابقهء مزبور در جوامع عاليترين آرمان هر متفكَّر و مكتبى است كه « انسان » واقعا براى او مطرح است و همين آرمان ناملموس است كه در مفهوم « حيات معقول » ، [ اگر چه در جهان ذهنى فقط ] از خالى شدن روى زمين از جاندارانى بنام انسان كه اشتياقش به تنازع در بقاء و انتخاب « اصلح » ( من ) هيچ ورقى از تاريخش را خالى از جنگ و حقّكشى نگذاشته است ] جلوگيرى مى كند .
در پايان اين مبحث ، نكته اى را متذكَّر مى شويم كه شايستهء توجّه كامل است . و آن اينست كه مسابقه گران در مسير « حيات معقول » بجهت احساس ارزش و عظمت حيات نمى توانند ناتوانان در مسابقه را عقب ماندگان واقعى تلقّى نموده آنانرا از حيات و مزاياى آن محروم نمايند ، زيرا آنان بخوبى مى دانند كه همهء انسانهائى كه حالت ضدّ انسانى بخود نگرفتهاند ، در جائزه اى كه نصيب سبقت گيرندگان مى گردد ، سهمى دارند كه آنان نيز بجهت حركت و تلاش در ميدان مسابقه از برندگان جائزه محسوب ميشوند .
٥٨ - و لا تباغضوا فإنّها الحالقة ( و با يكديگر عداوت نورزيد ، زيرا عداوت تراشنده [ و محو كنندهء ] ايمان است . )