ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٩ - بجاى آنكه از گذشتگانتان عبرت بگيريد ، راه آنها را در مى نورديد ، پس عقول و دلهاى شما كجا است
را با تكيه بر رفتار ديگران توجيه مى نمايد « چون ديگران كردند ، من كردم » « ديگران رفتند ، من رفتم » ، « ديگران پذيرفتند ، من پذيرفتم » . . . . و اين همان عامل اختلال رشد عقلانى و اخلاقى بشرى است - در اين شكل « بگذاريد بشر هر كارى را كه مى خواهد انجام بدهد و هر راهى را كه مى خواهد انتخاب نمايد » و بدانجهت كه در همهء دورانها و جوامع اكثريّت بسيار چشمگير مردم را سودجويان و لذّتپرستان تشكيل مى دهند و متأسّفانه اكثريّت با كسانى است كه زحمت تعقّل در زندگانى را بخود نمى دهند و يا مديريّتهاى حرفه اى كه از مديريّت چيزى جز ادامهء مقام و جاه براى خود آرمانى ندارند ، نمى گذارند مردم از براه انداختن انديشه و تعلَّل و احساس وجود برخوردار شوند ، لذا مى روند ، ولى نمى دانند بكجا مى روند ، مى جنگند ولى نمى دانند براى چه مى جنگند ، همين مقدار كه صداى شيپور جنگ را مى شنوند و شعار « فرانسه فوق همه » از دهان مارشالهاى ناپلئونى فرانسه و « پروس نژاد برتر » از دهان مارشالهاى آلمان هيتلرى و « مغول ، آقا و خان همه » از دهان چنگيزيان . . . برمى آيد ، هر يك از امثال اين شعارهاى دروغين يك اكثريّت بىاساس را در جوامع خود بوجود آورده ، حجّت قاطعى براى مردم آن جوامع گشته است . اين اكثريّتها بوده است كه عقل و انديشه و وجدان آن مردم را از كار انداخته و براى هيچ كس حقّ سؤال باقى نمى گذاشته است . بدين ترتيب پشتيبان زندگى افراد و تأمين كنندهء پاسخهاى سئوالات و يا بعبارت صحيحتر منتفى كنندهء اصل سئوالات ، اين حجّت قاطع است كه « ديگران كردند ، من هم كردم » نتيجهء اين حجّت بىاساس و اين پشتيبان بىپايه دو پديدهء فوق العاده با اهمّيّتى است كه هر دو را امير المؤمنين عليه السّلام تذكَّر داده است : پديدهء يكم - از كار افتادن عقل و قلب و مشاعر و ركود آنها در دنيائى كه يك لحظه غفلت كافى است كه « كس » را به « چيز » تبديل نمايد : « دلهاى شما را قساوت گرفته و از حظَّ و نصيبى كه [ در اين زندگانى بايد بدست بياورند ]