ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٩ - اقتصاد و قسط و وسط و اعتدال و سبقت بر خيرات
مرتكب عمل بد نمى شوند . معناى ديگرى براى قصد و حدّ وسط در قرآن وجود دارد كه صفت خود دين الهى است كه بمعناى عاليترين وسيلهء كمال و تقرّب به خداوند متعال مى باشد . چنانكه در آيهء ١٤٣ از سورهء البقرة آمده است : ( وَكَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ ) ( و بدين ترتيب شما را امّت وسط قرار داديم تا عقائد و رفتار شما الگو و معيار همهء انسانها در انسانها بوده باشد ) .
و در آيهء ١٩ سورهء النّحل : ( وَعَلَى الله قَصْدُ السَّبِيلِ ) ( و اعتدال در راه ، مبناى مشيّت خداوندى است ) .
و در سورهء الحديد آيهء ٢٥ : ( لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَأَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَالْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ) ( ما رسولان خود را با دلائل روشن فرستاديم و كتاب و ميزان را با آنها نازل نموديم تا مردم به قسط قيام نمايند . ) لذا مى توان گفت : با نظر به مجموع آيات قرآنى كلمات قصد و قسط و وسط و عدل هنگامى كه از خواصّ دين منظور شده باشند بمعناى عاليترين وسيلهء كمال و تقرّب ببارگاه ربوبى مى باشند و اگر به رفتار انسانها نسبت داده شوند ، رفتار مطابق متن قانون دين مى باشد اعمّ از اين كه اين رفتار در حدّ اعلاى تقوى و عرفان الهى باشد كه « سبقت بر خيرات » ، « السّابقون » ناميده مى شود و يا فقط رفتار رسمى مطابق متن قانون دين خداوندى باشد بدون انحراف از آن . بنا بر اين ، مشكلى از اين جهت وجود ندارد كه اگر دين الهى عاليترين و منحصرترين وسيلهء كمال و تقرّب ببارگاه خداوندى است ، چرا سبقت بر خيرات فوق متن قانونى دين است كه قصد السّبيل و امّت وسط از آن